الشيخ محمود الشبستري

91

گلشن راز ( فارسى )

كرامات تو گر در خود نمايىست * تو فرعونى و اين دعوى خدايىست كسى كو راست با حق آشنايى * نيايد هرگز از وى خودنمايى همه روى تو در خلق است زنهار * مكن خود را بدين علت گرفتار چو با عامه نشينى مسخ گردى * چه جاى مسخ يك ره نسخ گردى مبادا هيچ با عامت سر و كار * كه از فطرت شوى ناگه نگونسار تلف كردى به هرزه نازنين عمر * نگويى در چه كارى با چنين عمر به جمعيت لقب كردند تشويش * خرى را پيشوا كرده زهى ريش فتاده سرورى اكنون به جهّال * ازين گشتند مردم جمله بدحال نگر دجّال اعور تا چگونه * فرستاده است در عالم نمونه ؟ نمونه باز بين اى مرد حسّاس * خر او را كه نامش هست جسّاس خران را بين همه در تنگ آن خر * شده از جهل پيش آهنگ آن خر چو خواجه قصه آخر زمان كرد * به چندين جا ازين معنى نشان كرد