الشيخ محمود الشبستري

8

گلشن راز ( فارسى )

جهان را ديد امرى اعتبارى * چو واحد گشته در اعداد سارى جهان خلق و امر از يك نفس شد * كه هم آن دم كه آمد باز پس شد ولى آن جايگه آمد شدن نيست * شدن چون بنگرى جز آمدن نيست به اصل خويش راجع گشت اشيا * همه يك چيز شد پنهان و پيدا تعالى الله قديمى كو به يك دم * كند آغاز و انجام دو عالم جهان خلق و امر اينجا يكى شد * يكى بسيار و بسيار اندكى شد همه از وهم تست اين صورت غير * كه نقطه دايره است از سرعت سير يكى خط است از اول تا به آخر * برو خلق جهان گشته مسافر در اين ره انبيا چون ساربانند * دليل و رهنماى كاروانند وز ايشان سيّد ما گشته سالار * هم او اول هم او آخر در اين كار احد در ميم احمد گشت ظاهر * در اين دور آمد اول عين آخر برو ختم آمده پايان اين راه * در و منزل شده ادعوا الى اللّه