الشيخ محمود الشبستري

9

گلشن راز ( فارسى )

مقام دلگشايش جمع جمع است * جمال جان‌فزايش شمع جمع است شده او پيش و دلها جمله در پى * گرفته دست جانها دامن وى در اين ره اوليا باز از پس و پيش * نشانى مىدهند از منزل خويش به حد خويش چون گشتند واقف * سخن گفتند در معروف و عارف يكى از بحر وحدت گفت انا الحق * يكى از قرب و بعد سير زورق يكى را علم ظاهر بود حاصل * نشانى داد از خشكى و ساحل يكى گوهر برآورد و هدف شد * يكى بگذاشت آن نزد صدف شد يكى در جزء و كل گفت اين سخن باز * يكى كرد از قديم و محدث آغاز يكى از زلف و خال و خط بيان كرد * شراب و شمع و شاهد را عيان كرد سخنها چون به وفق منزل افتاد * در افهام خلايق مشكل افتاد كسى را كاندرين معنى است حيران * ضرورى مىشود دانستن آن