محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 82
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
تكثر در آن باز نمىباشد ، و تا راه تكثر گشوده نشود ، صفت و موصوفى نمىتواند در ميان باشد ، و ضرورتا توصيفى هم نمىتواند بودن ، توصيف ؛ بر تفكيك منطقى صفت از موصوف توقف دارد ، و اين تفكيك جز از راه پديدارى كثرت امكان پذير نيست ، و كثرت هم چه اعتبارى باشد و چه نسبى و چه حقيقى ؛ بدون اعتبار يا تحقق تعيّن ؛ تصور نمىشود . بنابر اين تمام توصيفات خواه در مقامات صقع ربوبى و خواه در مقامات ما سوائى ، منطقا به تعينات بازگشت دارند ، از اين رو اطلاق هم به عنوان يك صفت از احكام و اوصاف تعين اول است ، افزون بر اينها تعين اوّل به صرافت - كه نخست و بالذات به وجود مطلق اختصاص دارد - متصف است . پس مراد از احديت ؛ گزارشى از تعين حق است به حقيقت وحدت ، نه توصيف حق به وحدت ، حق از آن برتر است كه در شمار آيد ، توصيف به وحدت يكگونه شمارش است - گو اين كه بر حسب ذات خويش هماره به وحدت حقيقى واحد است نه وحدت عددى - . پس احديت به معنى وحدت حقيقى حق است ، وحدت حقيقى آن سنخ وحدتى است كه ذاتا شمارش پذير نيست و هيچ گونه كثرتى در آن راه ندارد ، نه كثرت حقيقى و نه كثرت غير حقيقى ، و به هيچ وجه در كنار چيز ديگرى نمىتوان قرارش داد ، امتناع تكثّر در اينگونه وحدت ؛ هم مرحلهء تصديق را فرا مىگيرد و هم مرحلهء تصور و تعقل را ، مفهوم چنين وحدتى يعنى : فرض هر چيز ديگر در برابر آن يعنى فرض عدم آن چيز . واحدى كه به وحدت حقيقى واحد است نه در عرض چيزى هست و نه در طول آن ، طوليات و عرضيات نسبت به او يكسانند ، از اين رو حق متعال را نشايد كه در سلسله طولى و يا عرضى وجود گنجاند ، زيرا اين گنجاندن برابر است با توصيف حق به وحدت عددى - با آنكه راهى در حق براى شمارش وجود ندارد - . پس وحدت حقيقى كه به ذات و طبيعت خود به هيچ وجه تكرار و شمارش پذير نيست ، در منظر عقلى اينگونه وحدت را نمىتوان در كنار و مقابل ، و نه ضد و نه مثل و نه مانند و نه هيچ چيز ديگرى قرار داد ، چون هيچ چيزى در مقابل آن