محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 83

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

قرار ندارد ، زيرا فرض هرگونه مقابل و برابر براى او به معنى شمردنش مىباشد ، بنابر اين كثرت ؛ مقابل وحدت حقيقى نيست ؛ بلكه در قلمرو احاطهء نامحدود او است . وجود حق به عنوان يك مطلق متعين ؛ همان وحدت حقيقيه است كه از هر شائبهء كثرتى - حتى از تقيد به سلب كثرت - مبرا است ، پس احديت عبارت از جنبه غيبى و بطونى وحدت است ، لذا عين مقام غيب الغيوبى است كه در خود و به خود و براى خود و از خود ، تعيّن سرمدى گرفته و به تجلى ذاتى و ازلى بر خويش بدون هيچ تكثرى در آمده است . احديت با اين كه از هر اضافه‌اى بدور است ، آن را در متن تعين اطلاقيش اسماء ذاتى است ، بدان‌گونه كه اسماء در هم اندماج يافته و با يكديگر اتحاد نفس الامرى داشته و فقط شرحى از بطون وحدت حقيقىاند - نه عناوين و اعتباراتى متكثر در نفس الامر - چون در شرح احديت گفته آمد كه مقصود از احديت گزارش از تعين حق است به حقيقت وحدت - نه توصيف حق به وحدت - . بدين جهت اسماء ذاتى موجب خروج احديت از هويت غيبى و اطلاقى خود نمىشوند . البته ميان اسماء ذات و اسماء ذاتى فرق است ، اسماء ذات در برابر اسماء صفات و اسماء افعال قرار دارند ، لذا هيچ‌گونه توصيفى در آنها معتبر نيست ، هر كدام از اسماء ذات فقط نمايندهء ذات‌اند و بىآنكه به صفت و موصوفى نظر داشته باشد ، ولى اسماء ذاتى در مقابل اسماء غير ذاتى هستند ، و مقصود از اين مجموعه ( اسماء ذاتى ) آن اسمائىاند كه بدون اعتبار زائد بر وحدت غيبى ذات اعتبار مىشوند ، ذات در مقام احديت و جنبه بطون وحدت حقيقى ؛ موسوم به اسماء ذاتى است ، از اين روى اين اسماء داراى اطلاق و احديت غيبىاند و به عين شمول و احاطهء احديت بر همهء تعينات و اسماء ؛ شامل و محيطاند . و چون به سبب آنها غيب مطلق و مصون به مقام اوّلين تعيّن مىرسد و هم به سبب آنها دروازهء وجود بر روى همهء اسماء و اعيان گشوده مىشود ، از اين روى اين اسماء به نام مفاتيح نخستين غيب و كليدهاى آغازين ناميده شده‌اند .