محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 78

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

باب كشف سر كلى ) و در بيان خواص انسان كامل است ، زيرا انسان كامل با اين كه مقام آخر بودن شهودى را دارد ، ولى اوّل اوّلين و آغاز آغازها را - در توجه الهى شامل - دارد ، يعنى در بيان حال انسان كامل است كه مقصود اصلى و غايت از ايجاد مىباشد ، چون وى قابل كلى و كون جامع حقايق كلى الهى و كونى است ، و در آن مسائل ( يعنى پرسش‌هاى هفده گانه ) و پاسخ‌هاى آنها است . ما اين قسمت را در كشف سر كلى و ايضاح امر اصلى توضيح بدهيم كه چون دورترين چيزى كه از دسترس ادراك پنهان است ذات مؤثر در وجود كل - يعنى خداوند - است ، و دشوارترين چيزى كه امكان دركش هست درك مرتبهء او بر وحدت و روشن كردن امر تأثيرش در كثرت مىباشد ؛ عنوان باب كشف سرّ كلى نهاده شد كه اشاره به اولى است ، يعنى درك مرتبهء او بر وحدت ، چون مجموع باب بيان كليت و وحدت حقيقى او است . و ايضاح امر اصلى اشاره به دومى ، يعنى تأثيرش در كثرت است ، زيرا اصل تأثير شئى به حسب اقتضاى خودش مىباشد . بر اين اصل كه وجود يكى از متضايفان اقتضاى وجود ديگرى را دارد ، مانند « الاه » نسبت به « مألوه » و « رب » نسبت به « مربوب » . چون در علوم نظرى ثابت شده كه دو متضايف از جهت ذهن و خارج دو متكافى و همسان‌اند ، پس اقتضاى آن هم مانند آن به حسب نسبت اضافه است ، و گفته شد كه هيچ تأثيرى جز به واسطه مناسبت نمىباشد ، پس ظهور كلّ هيچ نسبتى از جهت احاطه به كلّ موجودات شديدتر و محيطتر از وجود نيست ، لذا تأثير جامع او اصل هر تأثيرى از تأثيرات او است كه از او و از شئون جزئى او كه منشعب از اين شأن كلى است پديدار شده‌اند . خلاصهء اين سخن اين است كه تأثير حقايق در نسبت وجود به واسطهء تعين است - نه در ذات وجود - چنان كه حضرت شيخ قدس سره گويد : حق تعالى در هر متعينى - حال حكم بر آن متعين به احكام تعين - در ذات خود غير متعين است ، در اين سخن تمام توضيحات و همهء تصحيح‌ها هست كه : ذات حق متعال در متعين هيچ اثرى نگذاشته ، بلكه تأثير از شئون حق تعالى است در حصول پيدا كردن