محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 79

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

نسبت‌هاى او ، و هر دو عدمىاند ( يعنى نسبت و تعيّن ) در كشف سرّ كلى شناخت ارتباط عالم به حق تعالى است و ارتباط حق تعالى به عالم ، چه آن‌كه رابط بين حق تعالى و حقايق ، اسماء الهىاند ، و شناخت كيفيت صدور اشيا از حق تعالى و بازگشت آنها به او موقوف است بر شناخت اسماء كلى و جزئى ، و همچنين شناخت اسماء منشأ ظهور و بطون ، و اسماء حاكم بر مظاهر غيبى و مظاهر مثالى ؛ و حقايق موجود در عالم شهادت ؛ و نيز اسمائى كه دائما حاكم بر مظاهراند و اسمائى كه دولت آنها به سر آمده و به غيب ذات رجوع مىنمايند . مرتبهء شهود تمام مظاهر در وجود واحد حق ؛ مقام جمع است و مقابل آن فرق است ، فرق خاص غير اهل سلوك عبارت است از اعتبار ذات و اعتبار مظاهر ذات - هر يك جدا از ديگرى - فرق خاص اهل سلوك عبارت است از شهود حقيقت وجود و انبساط و تجلى آن در مظاهر خلقى ، يعنى حق را متجلى در خلق و خلق را مظاهر اسماء حق و مستهلك در او مىبيند ، اوّلى از باب شهود وحدت در كثرت است و دومى از باب شهود كثرت در وحدت . روشن‌گرىاى ديگر در باب وجود ما باز براى روشن شدن مطلب مباحثى را در باب « وجود » عنوان و درباره‌اش بحث مىكنيم تا مطالب اين كتاب عظيم تبيين بيشترى يابد و خوانندگان گرامى به حقايق ديگرى راه يابند ، لذا گوييم : طبيعت هستى به خودى خود نقيض طبيعت نيستى و عدم است ، چون معناى تناقض ميان دو چيز اين است كه اگر يكى از دو نقيض تحقق يابد نقيض ديگر از بين مىرود ، و گرنه اجتماع نقيضين لازم مىآمد . ديگر اين كه وجود مطلق به هيچ چيز مقيد نيست - حتى به اطلاق - زيرا اگر به اطلاق مقيد بود ديگر مطلق نبود ، ديگر اين كه هرگونه خصوصيت و قيد چيزى است كه از طبيعت وجود - بما هو