محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 66
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
حادث و نو است ، چنان كه خداوند مىفرمايد : إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً ، يعنى : خداوند است كه آسمانها و زمين را نگه مىدارد كه نيفتد و اگر بيفتد جز او هيچ كس نگهشان نمىدارد كه خداى بردبار و آمرزگار است ( 41 - فاطر ) « مبحث ابطال تناسخ » چهارم مبحث ابطال تناسخ است ، حضرت شيخ قدس سره در همين كتاب مفتاح دربارهء تناسخ و ابطال آن گويد : تناسخ عبارت است از ادارهء بدن عنصرى ديگر همانند اين ، يعنى نشأه و عالم برزخ مثالى ، و ادارهء صورتهاى آن تناسخ نيست ، و گرنه اعتقاد بدان ( تناسخ ) واجب بود ، هم چنان كه از جهت شرعى آمدن جبرئيل گاهى به صورت دحيهء كلبى و گاه ديگر به صورت جوانى زيبا و سپيد جامه و مشكين مو و غير اينان محقق است . تفريع آن نخست اين كه : تجلى تكرار پذير نيست ، يعنى خداوند سبحان در يك شخص و يا دو شخص - در يك صورت - دوبار تجلى نمىكند . دوم اين كه : معدوم بعينه باز نمىگردد ، زيرا زمانش باز نمىگردد ، و گرنه براى زمان هم بايد زمانى باشد ، و نيز دو فساد لازم مىآيد : يكى باطل شدن پاداشهاى تكليفى دنيايى و آخرتى ، زيرا مكلف در هر حال غير آن كسى است كه چيزى را آن روز انجام داده . و دوم : باطل شدن حشر اجساد است ، در حالى كه هر دو - چه از جهت شرع و چه از نظر تحقيق - ثابت شده است . صدر المتألهين در كتاب اسرار الاياتش گويد : تناسخ يعنى انتقال نفس و روح شخصى از بدنى به بدن ديگر ، خواه اين بدن عنصرى باشد يا فلكى و يا طبيعى و يا برزخى . به برهانى كه آن را خداوند تنها به ما عنايت فرموده تناسخ محال و غير ممكن است ، و آن اين كه : نفس در اولين مرحلهء از وجود طبيعى با بدن اتحاد و يگانگى داشته و در تمام حالات و ادراكات - حتى در مرتبهء احساس - در مقام