محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 65

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

تدريجا از قوه به فعليت مىرسد و آن از مقولهء جوهرى است كه در آن و به وسيلهء آن ؛ حركت ذاتى براى اشيا واقع مىشود ، و حدوث و تجدد از لوازم غير مجعول به جعل ابتدايى است كه بين شئى و موصوف آن رسوخ مىنمايد . صدر المتألهين در جاى ديگر گويد : حركت جوهرى از خواص مادهء جسمانى است ، هيچ موجود مادى ساكن نمىباشد و همهء اشياء به حسب حركت جوهر متحرك و سيال‌اند ، حركت و جنبش در اعراض ناشى از حركت در ذات و حقايق جسمانى آنها است ، اعراض در اطوار و شئون وجودى تابع جواهراند . خلاصه آنكه : اجسام در حركات ذاتى و دگرگونيهاى جوهرى خود انقلاب و استحاله پيدا مىكنند تا اينكه فنا و انطواى در صورت عقلى پيدا كرده هر يك از آنها روح خالص مىشوند - هم چنان كه در آغاز ارواح خالصى بودند كه به منازل اجسام آمدند - خداوند مىفرمايد : قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ، يعنى : بگو در زمين بگرديد و بنگريد چگونه خداوند خلق را پديد مىآورد و سپس ايجاد جهان ديگر مىكند كه خدا به همه چيز توانا است ( 20 - عنكبوت ) پس جاعل قديم به قدرت قديم خود و به صورت ثبات و دايم جوهر جسمانى را ايجاد مىكند و آن جوهر جسمانى از جهت اصل ذات و دوام وجودش عين حدوث و تجدد و نو شدن ، و در عين حال به خالق و علت خود وابسته و مرتبط است و به قدرت تام او بر پا و قائم است ، و نيز چرايى براى اشياء - در نحوهء حدوث و تجدد آنها - نيست ، زيرا براى اشياء وجود خارجى جز بر همين صورت كه هستند - يعنى حدوث و تجدد - متصور نيست ، پس هيچ صنع و خلقى براى فاعل جز افاضه و تابش وجود بر آنها به صورتى كامل و تمام نيست ، نه از آن روى كه وجودشان حادث و هويت ذات‌شان ناقص الوجود است ، بلكه از آن جهت كه ذاتى علت نمىپذيرد . پس به جا است كه گفته شود : قدرت و اراده و بخشش ؛ ازلى است و عالم