محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 64
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
اكنون اين مبحث را از مختتم آن يعنى صدر المتألهين نقل مىكنيم ، در كتاب اسرار الاياتش گويد : خلق قديم است و مخلوق حادث و جديد ، و علم قديم و معلوم متجدد و حادث ، و همينطور اراده و رحمت و روزى دادن ؛ تمام اينها دايم و ازلى است ، ولى آنچه اراده و رحمت و روزى بدان تعلق مىگيرد حادث و جديد است ، خداوند مىفرمايد : فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا ، يعنى : هرگز روش خداوند را تبديلپذير نخواهى يافت و هرگز روش الهى را تغيير پذير نخواهى يافت ( 43 - فاطر ) يعنى از جهت تغيير نيافتن در ذات و كمالات ذات او و آنچه صفات كمالى او اقتضا مىكند . پس هيأت و نحو وجود خلق و مواد جسمانى و طبايع خلق ؛ متجدد و نو پذير و از بين رونده است و در دو لحظه و آنى باقى نمىماند ، چون شأن طبايع جسمانى تجدد و حدوث است ، لذا ماهيت آنها اقتضاى از بين رفتن و قطع و نابودى مىكند - مانند حركت و زمان - و معنى حركت عبارت است از عين تجدد و نو شدن معقول شئى و خارج گرديدنش تدريجا از قوه به فعليت - نه به معنى ذهنى و مصدرى - . يعنى نفس معقول و خروج از قوه به فعل در ذهن است و حكم مصدر را دارد كه مفاهيم و معانى از آن انتزاع مىشوند ، ولى در خارج يك وجود دايم و مستمر مشاهده مىكنيم كه آن را به بودن و هستى نسبت مىدهيم . سيد قطب الدين نيريزى قدس سره كه از عرفاى قرن دوازدهم هجرى است در منظومهء منهج التحرير خود گويد : نزد خرد معنى كون و وجود * نسبت شئى است به هستى و بود از جهت رابطهء مصدرى * نيست در آن شبههاى ار بنگرى فايده در معنى و مفهوم نيست * مقصد مصداق نظر كن كه چيست مقصد و مصداق ز لفظ وجود * منشأ وجدان بود او در شهود و اما آنچه ما در آن سخن داريم عبارت است از نفس موجودى كه وجودش