محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 63
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
داراى چهار مرتبه است ، توحيد آثار و افعال و صفات و ذات . پس فرق بين توحيد سوم كه منسوب به ذوق التألّه ؛ و توحيد چهارم كه اثبات وحدت را در عين كثرت مىنمايد اين است كه اگر انسان مقابل آئينههاى مختلف و متعددى قرار گيرد ، در نتيجه انسان متعدد و انسانيت هم متعدد مىگردد ، چون از هر يك از آن عكوس مفهوم انسانيت انتزاع مىگردد ، ولى هر دو - يعنى انسان و انسانيت - در عين كثرت واحدند ، از آن جهت كه تمام عكساند و اعتبارى و ذاتا اصيل نيستند ، زيرا عكس شئى از آن جهت كه عكس است شيئيت و اصالتى در مقابل اصل شئى ندارد ، بلكه فقط آلت لحاظ شئى است ، لذا هرگاه نظرت به عاكس باشد عكسها عنوانات و آلات لحاظ و ادراك او مىشوند . همچنين اگر وجودات را از آن جهت كه به حق منسوباند ملاحظه نمايى - آن هم به اضافهء اشراقى - يعنى به اين عنوان كه آنها اشراقات نور اويند و خالى از ظهور او نيستند ، عالم به حقايق هستى ، و اگر آنها را اشخاصى مستقل بالذات ملاحظه كردى ، در اين صورت به حقايق آنها جاهلى ، زيرا فقر ؛ ذاتى آنها است و بىنياز و مستقل نيستند ، چون وجودات خاصهء امكانى اگر چه داراى حقايق وجودى هستند ؛ ولى انوار و اضواء خورشيد حقيقت بوده و صرفا روابط محضاند ، نه اين كه اشيائى هستند و بين آن اشياء و حق روابطى موجود مىباشد . اين مطلبى بسيار دقيق است كه اگر اندك تفكرى به خرج دهى از زير بار اعضال وحدت وجود و موجود - در عين كثرت هر دو - رها شده و موضوع وحدت برايت حل خواهد شد . « مبحث حركت جوهرى و تجدد امثال » سوم مبحث حركت جوهرى و تجدد امثال است كه مؤسس مكتبش صدر متألهان مىباشد ، اگر چه اصول و ريشههاى آن در سخنان عرفا امثال شيخ اكبر و شيخ كبير ، و از قدما مانند افلاطون و فيثاغورث و غيره به رمز آمده است ، لذا