محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 61

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

حيّز شماره و عدد در نمىآيد ؛ چه رسد به مظاهر وجود و روابط كه ممكنات فقير الذات‌اند « 1 » . اگر در كلمات اهل عرفان مشاهده مىكنى كه حق مطلق عين مقيد است بدان كه مراد عينيّت به حسب ظهور و سريان فعلى در اشياء است ، و مطلق سارى در اشياء ؛ وجود عام است ، و اين همان است كه اهل حكمت گويند : بسيط الحقيقة كل الاشياء الوجودية ، يعنى آن‌چه كه از سنخ وجود است ؛ قيود وارد بر وجود حاكى از تنزل ذات در كسوت مظاهر است ، يعنى ظهور ذات در كسوت مظاهر كه ماهيات و حدود وجودىاند مىباشد و از سنخ وجود نمىباشد ، لذا گفته‌اند : و ليس بشئى منها - يعنى از اشياء - و اين كه گفته‌اند مظاهر وجود با وجود مطلق متحداند ، اتحاد در مقام جمع را گويند كه عين مقام حق است ، يعنى باطن و احديت وجود ، نه اتحاد در مقام تفصيل ، و اين كه گويند سوى الله اضافات و نسبت‌هاى حق‌اند ، نسبت‌هاى اشراقى را قصد كرده‌اند - نه نسبت‌هاى مقولى - چون نسبت فياض مطلق به اشياء نسبت ماهوى نيست ، تا چه رسد به اضعف ماهيات كه اضافه مقولى باشد . حضرت شيخ قدس سره گويد : ممكنات و وجودات امكانى قطع نظر از تجلى و ظهور حق اوهام و اباطيل‌اند و با تجلى مشيت و ارادهء حق ، حق و حقيقت‌اند ، و لا مجاز فى الوجود ، و گويد : به همين اعتبار است كه اهل الله در مقامى لا مجاز و لا باطل فى الكون و الوجود گفته‌اند و در جايى ما سوى الله را اوهام و اباطيل گفته‌اند . در جمع بين اين دو گفتار گوييم : حقيقت وجود - يعنى اصل وجود صرف عارى از تمام قيدها و از جمله قيد اطلاق - اختصاص به حق متعال دارد و ممكن هيچ وقت حقيقت وجود نيست - بلكه ظهور حقيقت وجود است - و قائم است به

--> ( 1 ) - پايان سخن مرحوم كمپانى .