محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 60

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

حدود است كه از تنزل و سريان و تجلى وجودى ادراك مىگردد ، و تمام حدود امورى عدمى و اعتبارىاند كه ممكنات عبارت از اضافه همان حدوداند به وجود واحد مطلق كه تعبير از آن به نفس رحمانى و عماء و وجود عام و منبسط و غيره شده و سارى در تمام ممكنات مىباشد . برخى از عرفا قائل به وحدت وجود و اعتباريت موجوداند و گويند موجودات متكثره خيالاتند و نقش دومين چشم احول‌اند و وجودى ندارند ، مرحوم كمپانى كه از اعلام فلسفه و عرفان و فقه و اصول است و خود از مراجع بزرگ عالم تشيع بوده در منظومهء حكمت خود - به نام تحفة الحكيم - گويد : فالحق موجود على الحقيقة * لا غيره فى هذه الطريقه « 1 » يعنى : در دار وجود حقيقتا حق موجود است و غير از او چيزى موجود نيست ، و فعل او عبارت است از تجلى نورى او كه همان تشأن و تطور ظاهر است در ظهور خويش ، يعنى در مقام ظهور تطوراتى به خود گرفته كه آن تطورات عبارتند از تجلى نور و فعل او ، و اين‌گونه نيست كه فعل خدا عبارت باشد از اين كه ذات او در ماهيات و اعدام و آن‌چه كه با وجود مقابل است متشأن گرديده باشد ، در حالى كه اين قضيه در نزد حكما باطل محض است و اين همان حقيقت توحيدى است كه قرة العيون و نور چشم عارفان حق شناس است ، پس وجودات امكانى ظهورات ذات و تجليات ظهور ذات - كه همان وجود مطلق است - مىباشند كه به حسب ذات بسيط و منزه از حدود است . و چون وجودات ممكنات وجود ربطى ؛ و وجود ربطى خود عين ربط است ، پس تمام ممكنات در مرحلهء شهود و ظهور ؛ عين ظهور واجبىاند ، مانند اشعهء خورشيد نسبت به خورشيد ، و وجوداتشان مجازى و محض نسبت و ربط مىباشد و در جنب ظاهر كه حق تعالى باشد ظهور او - كه تجلى و وجود مطلق او است - به

--> ( 1 ) - ما تمام اشعار مورد نظرمان را از جهت اطالهء كلام نقل نمىكنيم و به ترجمه آنها اكتفا مىكنيم .