محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 23
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
سعد الدين در صفهاى از مجلس به پا خاست و در حالى كه دستهايش را به علامت تعظيم روى سينه گذاشته بود منتظر ماند تا سماع به پايان رسيد . سپس در حالى كه چشمهاى خويش را همچنان بسته نگاه داشته بود ندا داد كه صدر الدين كجاست ؟ شمس الدين اسماعيل كجاست ؟ صدر الدين قونوى گويد : در آن حال من و شيخ شمس الدين اسماعيل به سويش رفتيم . شيخ با ما معانقه كرد و به سينهاش چسباند و چشمهايش را به روى ما گشود و مدتى در ما نگريست و گفت : حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله در اينجا حضور داشت و همچنانكه مرا ديديد در حضورش بودم . و چون حضرت بازگشت خواستم چشمهاى خود را كه در مشاهدهء آن حضرت بود به روى شما بگشايم « 1 » . صاحب كتاب رياض العارفين اين رباعى را به شيخ صدر الدين قونوى نسبت مىدهد و مىگويد از او است : آن نيست ره وصل كه انگاشتهايم * وان نيست جهان جان كه پنداشتهايم آن چشمه كه خضر خورده زو آب حيات * در خانهء ماست ، ليك انباشتهايم صاحب كتاب طرايق الحقايق پس از ذكر شمهاى از حال شيخ - قدس الله سره - گويد : جلالت قدر ابو المعالى شيخ صدر الدين محمد بن اسحاق قونيوى
--> ( 1 ) - شيخ سعيد الدين فرغانى به نقل از جامى گويد : اين فقير ضعيف بعد از مفارقت خدمت و صحبت شيخ ابو النجيب سهروردى قدس سره ، از خدمت مولانا و سيدنا و شيخنا صدر الحق و الدين ، وارث علوم سيد المرسلين عليه الصلاة و السلام ، سلطان المحققين محمد بن اسحق القونيوى رضى اللّه تعالى عنه و از شرف صحبت و ارشاد و هدايت و اقتباس فضايل و آداب ظاهر و باطن و علوم شريعت و طريقت و حقيقت تربيت يافت و منتفع شد - غايت الانتفاع - [ و باز جامى گويد : ] و شيخ مؤيد الدين جندى در شرح فصوص الحكم گويد كه شيخ صدر الدين روزى در مجلس سماع با شيخ سعد الدين حموى حاضر بود . شيخ سعد الدين در اثناى سماع روى به صفهاى كه در آن منزل بود كرد و به ادب تمام مدتى بر پاى بايستاد و بعد از آن چشم را پوشيد و آواز داد : اين صدر الدين ؟ چون شيخ صدر الدين پيش آمد ، چشم بر روى او بگشاد و گفت : حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله در آن صفه حاضر بودند ، خواستم چشمى را كه به مشاهدهء جمال آن حضرت مشرف شده است اول بر روى تو بگشايم .