محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 24
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
قدس سره زياده از حد تقرير و قدر تحرير است ، چنان كه مىگويند مولانا جلال الدين در مثنوى به اين اشعار اشارهء به او فرموده : پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود غير آن قطب زمان ديدهور * كز ثباتش كوه گردد خيرهسر وقتى شيخ صدر الدين محمد يكى از رسايل خود را از قونيه به نزد جناب سلطان الحكماء خواجه نصير الملة و الدين محمد طوسى قدس سره القدوسى فرستاد ، وى در جواب به اين عنوان مرقوم داشته كه : خطاب عالى مولانا الاعظم ، هادى الامم ، كاشف الظلم ، صدر الملة و الدين ، مجد الاسلام و المسلمين ، لسان الحقيقة ، برهان الطريقة ، قدوة السالكين الواجدين و مقتدى الواصلين المحققين ، ملك الحكماء و العلماء فى الارضين ، ترجمان الرحمن ، افضل و اكمل جهان ، ادام اللّه ظله و حرس و بله و طله ، به خادم دعا و ناشر ثنا ، مريد صادق و مستفيد عاشق ، محمد طوسى رسيده ، بوسيده بر چشم نهاد و گفت : از نامهء تو ملك جهان يافت دلم * و ز لفظ تو عمر جاودان يافت دلم دلمرده بدم چو نامهات بر خواندم * از هر حرفى هزار جان يافت دلم خداى تعالى آن ظل ظليل را گسترده داراد و آن پرتو تجلى را در ميان اهل كمال تابنده و پاينده - به حق حقه - . ما از اين مكاتبه و جواب آن پى مىبريم كه خواجه نصير الدين مرد مبالغه گويى نبوده و اين القاب و عناوين از جانب او دليل بارزى است كه به حضرت شيخ ارادت مخصوص داشته و واقعا اخلاص مىورزيده است ، و علت اين ارادت و اخلاص از جانب خواجه و حضرت مولانا و غير او - كه چند نمونه نام خواهيم برد - نسبت به شيخ صدر الدين چيزى جز علو مقام و معنويت وى و فضايل ظاهرى و باطنى او نبوده است . از مكتب اين عارف بزرگ ، بزرگانى برخاستند كه هر يك در نشر علوم و معارف اسلامى سهم بزرگى را دارا هستند . از جمله عفيف الدين است كه به