أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

65

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

قلم پذيرا گشته و كلام الهى را از قلم مىشنود ، و از اين‌دو مرتبه يعنى قلم و لوح ، بزرگان تعبير به قلم اعلى و عقل اول و روح اعظم و ملك مقرب و ممكن اشرف و غيره كرده‌اند . البته معلوم است صور كليه موجوداتى كه خداوند از ابتداى عالم تا انتهايش خلق فرموده در مرتبه قلم و لوح منقوش و حاصل است ، البته بر وجهى كه از كثرت تفصيلى مصون مىباشد و اين ، صورت قضاى الهى است كه محلش عالم جبروت بوده و در قرآن به ام الكتاب تعبير شده است . مرتبه پنجم عالم قدر است و آن دو قدر مىباشد : قدر علمى و قدر خارجى ، اما قدر علمى عبارت است از ثبوت صور تمام موجودات در عالم نفسى بر وجه جزيى ، مطابق آن‌چه در مواد خارجى است ، و آن مربوط به اسباب و علل زمانيه و مكانيه است . و قدر خارجى عبارت است از وجود آن صور در مواد خارجى به‌طور تفصيل ، يكى بعد از ديگرى ، و مقيد به زمان معين ، و موقوف بر مواد و استعدادات مختلفه ، كه از اين مرتبه به : وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ( 21 - حجر ) تعبير شده و از قدر علمى به : إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ ( 49 - قمر ) و : يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ( 39 - رعد ) . ( 15 ) . شيخ كبير صدر الدين قونوى در تفسير فاتحه گويد : انسان كامل در هر عصر و زمانى از حيث يكى از دو روى اين مرتبه است ، يعنى رويى كه در مرتبه پايين غيب ذات حق است كه با آن نه مغايرت و ضديتى دارد و نه از آن امتياز دارد ، و از غيب ذات و شئون آن‌كه عبارت از حقايق اسما است : تعبير به « نحن - ما » و « انا - من » و « لدينا - نزد ما » و امثال اين‌ها مىشود . و از حيث وجه ديگر كه در او ( انسان كامل ) اعيان و احوال آن‌ها نقش مىشود ؛ از آن‌ها و از او - از آن جهت كه آنهايند - و به زبان آن‌ها ؛ و نيز از آن جهت كه او ( انسان كامل ) است به زبان جمعيت خصوصى ، و آن‌چه كه ذات او ( انسان كامل ) از اجزا و صفات و قواى روحانى و جسمانى طبيعى دربر دارد ؛ تعبير به « نعبد - مىپرستيم » و « نستعين - يارى مىخواهيم » و « اهدنا - هدايت‌مان كن » مىگردد ، يعنى به واسطه احاطه مرتبه كمالى او به هر دو طرف ؛ و آن‌چه كه در طرف از غيب و شهادت و روح و جسم و عموم و خصوص و قوه و فعل و اجمال و تفصيل اشتمال بر آن دارد .