أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )
66
مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )
اين را نيك بينديش و با زارى و نيازمندى به سوى پروردگارت توبه و بازگشت كن . اگر تو را مهر از اين سخن برداشته شود ، راز ربوبيت و عبديت را در هر چيزى خواهى شناخت ؛ و نيز تحقق خواهى يافت كه هر عابدى از حيث خلقيتش متوجه به اصل الهى خودش كه بدان تعين يافته مىباشد ، يعنى از مطلق غيب ذات در آينه كمال انسانى الهى ، به واسطه انعكاس دو حكم كه از پهنه امكان به آينه مذكور بازگشت دارد . پس او را مىپرستيم - با اينكه هيچكس جز خدا را نمىپرستد - يعنى از حيث اينكه اين آينه كمالى قبله هر موجود و وجه تمام اشيا از اين آينه است و در آن اصل برابرى آن و تعين يافته بدان - از غيب ذات - هست ، پس هركس بهره و نصيبى از حق دارد كه آن را از مشكات صورت اين شأن مىگيرد ( يعنى انسان كامل ؛ از مشكات اين مرتبه كمالى كه در اينجا به آينه ناميده شده است ) و آن قسط و بهره و نصيب عبارت است از تعيّن حقتعالى از حيث شأنى از شئونش ، و صاحب قسط صورت اين شأن است . ( 16 ) . اتحاد عبارت از اين است كه دو ذات يك ذات گردند و اين محال است ، و اگر باشد حلول است ، اما محالبودنش آنكه اگر هريك از آن دو در حال اتحاد موجود باشند ، پس آنها دواند - نه يك - و اگر يكى از آن دو معدوم شود ، اين اتحاد دو چيز نمىباشد ، بلكه يكى از آن دو معدوم گرديده است ، و اگر هر دو معدوم شوند ، عدم اتحاد ظاهرتر است ، اتحاد انواع هشتگانهاى دارد كه تفصيلش در كتاب لطايف الاعلام شيخ عبد الرزاق كاشانى قدس سره آمده است ، هركه خواهد بدانجا مراجعه فرمايد . ( 17 ) . در توضيح اين فقره ، به تعليقه شماره سه بخش نفس رحمانى مراجعه شود . ( 18 ) . اين اشاره به شخص على بن ابى طالب خاتم ولايت مطلقه الهيه دارد كه علم كتاب نزد اوست و همو كتاب الله ناطق است . ( 19 ) . امير سيد على همدانى عارف كبير قرن هشتم در كتاب اسرار النقطه گويد : بدان ! - كه خداوند باطن تو را به حقايق وصال متحقق سازد و از شراب انس و همدمى خويشش در شبانگاهان و بامدادان بچشاند - نقطه در عالم نگارش عبارت ( نماينده و تعبير ) است از سرّ هويت غيبى مطلق ، و آن هيأتى جمعى و احدى است كه بر مراتب مخارج حروف نگارش و درجات شكلهاى آنها و صورت حسى آن حروف احاطه داشته و همگان را