أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

64

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

مىشوند ، علم ذاتى ازلى واجب الوجودند به ماسوى ، و چون ذات واجب الوجود عالم به ذات خويش است و اعيان ثابته موجود به وجود ذاتند ، پس علم به ذات ، علم به اعيان ثابته و ممكنات و حقات كاينات است و همه موجود به يك وجود ، و معلوم به يك علم ، و معقول به عين تعقل ذاتند ، و چون علم واجب عين ذات و وجود اوست ، پس علم او علم فعلى ، و سبب وجود ممكنات خواهد بود ، لذا ذات واجب هم در مرتبه ذات ، و هم در ساير مراتب وجود ، عالم به جميع ممكنات و اعيان وجوديه كاينات است . صدر المتألهين براى علم الهى مراتب پنج‌گانه قايل شده : اول مرتبه علم عنايى الهيه است ، و آن‌چنان كه ذكر شد عبارت است از انكشاف حقايق اشيا در مرتبه ذات ، بر طبق نظام وجود ، كه آن را علم بسيط يا عقل بسيط خلاق علوم تفصيليه و صور علميه الهيه نامند . مرتبه دوم قضاى الهى است ، و آن عبارت است از وجود تمام موجودات به حقايق كليه و صورت‌هاى عقليه خودشان در عالم عقلى بر وجه كلى ، نه بر سبيل اول و دوم بودن ، و آن‌ها در آن عالم مرتبط به حق‌تعالى بوده و در صقع الهى مكان داشته ، و در عداد عالم به معنى ماسوى الله شمرده نمىشوند ، بلكه جزو لوازم غير مجعوله حق‌اند ، و آن‌ها خزاين الله‌اند كه آن خزاين عبارتند از سرادقات و سراپرده‌هاى نورى و لمعات جمالى و جلالى الهى . مرتبه سوم قلم الهى است ، و قلم موجودى است عقلى كه متوسط بين خدا و خلقش بوده و در او تمام صور اشيا بر صورت عقلى نقش است . و هم‌چنين عقل بسيط هم نام ديگر قلم است جز اين‌كه حق‌تعالى واحد حقيقى بسيط است ، و اين اقلام متعدده كه عقول طوليه و عرضيه‌اند در غايت بساطت و بسيط حقيقى نيستند ، و خداوند به اين مرتبه اشاره كرده كه : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ ( 21 - حجر ) و در جاى ديگر مىفرمايد : وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( 7 - منافقون ) عقول فعاله را بدان جهت اقلام گويند كه شأن آن‌ها تصوير حقايق در الواح نفوس و صفحات قلوب است ، مانند آن‌چه ما به توسط قلم در صفحات مىنگاريم . مرتبه چهارم مرتبه لوح است و آن جوهرى است نفسانى و ملكى روحانى كه علوم را از