أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

56

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

كل و جسم كل و عرش و كرسى و عالم افلاك و فضاى ثوابت و عالم سيارات و كره اثير و هوا و آب و خاك و هيولا كه نهايت تنزل وجود است مراد مىباشد ، نسبت انسان كامل به عالم كبير مانند نوشته‌اى است جامع كه از كتابى بسيار بزرگ انتخاب شده و برگزيده ممتازى است روشن و مدرك كه از عالم كبير رونويس گرديده ، او به منزله فرزندى است از پدر كه ماهيت و حقيقت هر دو يكى است . شارح كتاب مفتاح الغيب - حمزه فنارى - در كتاب مصباح الانس - در كشف راز مطلوب اجمالى - يعنى وجود عام گويد : صورت وجودى بنابر اعتباراتى مخصوص ، نام‌هاى گوناگونى دارد : به اعتبارى به نام وجود عام - به واسطه عمومش - و نفس رحمانى - به واسطه اولين ظهور بخاريش - و خزانه جامع و ام الكتاب مسطور - به واسطه اين‌كه ماده و اصل موجودات است - و تجلى سارى - به واسطه سريانش در موجودات - و رق منشور - به واسطه انبساطش بر موجودات - و رحمت عام و رحمت ذاتى امتنانى - به واسطه اطلاق و عدم توقفش بر قيدى - و نيز صورت « عماء » ناميده شده است . ( 4 ) . صدر المتألهين قدس سره و حكماى الهى تعبير از عالم امر به عقل فعال كرده‌اند ، و در مقام تحقيق هم‌چنين است ، چون آن عالم صور علم الهى است كه از لوح محفوظى كه خداوند در آن لوح ، صورت و حقيقت آن‌چه در آسمان‌ها و زمين است به گونه‌اى اعلا و برتر و اشرف ، كه به دست تواناى خود نوشته منقوش مىباشد ، يعنى عكس و تصوير لوح محفوظ الهى عالم امر است كه خود به عينه عقل فعال مىباشد . صدر المتألهين در كتاب اسفار گويد : لوح محفوظ عبارت است از نفس كليه فلكيه ، زيرا آن‌چه در جهان سارى و جارى مىشود مكتوب و ثابت و مرتسم در نفس كليه فلكيه است - با لوازم و حركات و حالات خود - و همان‌طور كه به واسطه قلم در لوح حسى نقوش حسى مرتسم مىشود ، همين‌طور از عالم عقل ، صور معلومه و مضبوطه بر وجه كلى در نفوس كليه فلكيه كه قلب عالم‌اند مرتسم مىشود ، و از آن جهت لوح محفوظ مىگويند كه صور فايض بر آن همواره محفوظ و مصون از تغيير و تبديل است و بر نسق واحد مستمر . شارح فصوص الحكم ، مؤيد الدين جندى در شرح فصوص خود گويد : لوح محفوظ همان ام الكتاب مبين است كه نزد اهل نظر به نام نفس كليه ناميده مىشود و محل تعينش از