أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )
16
مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )
را بيان داشته و آنها را معلوم كرده و خبر مىدهد ، زيرا آن حكايت از ذات و اسما و صفات و افعال و از عوالم و اهل عوالم ، و مراتب عوالم و مراتب اهلش ، و مراتب احوال عالم و احوال اهل آن در هر موطنى از مواطن ، و از اجزاى عالم و اجزاى اهل آن - چه از جهت اجمال و چه از نظر تفصيل - دارد . اين تفاصيل مراتب انسان كامل است ، و انسان كامل مجموع تمام آنها مىباشد ، پس ثابت و مشخص شد كه اين كتاب معرف انسان كامل و بيانكننده مراتب كلى و جزيى او مىباشد . مجمل بودن قرآن در فاتحه و فاتحه در بسمله و بسمله در « با » و با در نقطه و آنكه نقطهء باى بسمله است چون اين معلوم گشت بدان ! اين كتابى كه بر انسان كامل نازل شده است داراى فاتحه كه به نام امّ الكتاب ناميده مىشود نيز هست ، و تمام آنچه كه در كتاب گسترده است ، فشردهاش در آن ( فاتحه ) مىباشد ، و فشرده آن در كتاب گسترده است ، يعنى : فاتحه ( فشردهاش ) در « بسمله » است و « بسمله » در « ب » و « ب » در نقطه نهاده و درنورديده است ، بنابراين آن ( فاتحه ) امّ الكتاب و بنمايه تمام كتابهاى آسمانى است و تمام كتابها در آن نهفته و پنهان است ، و بلكه حروف مقطّعه و مقطعات و غير مقطعات و الفاظ و كلمات و سورهها و كتابها ، از گسترش آن است و به همه آنها تعين پذيرفته است ، و نهاده شدن همگى در آن ، عبارت از نبود گسترش آن است ، زيرا در واقع چيزى به غير آن نيست . بنابراين هركس اين بيان را فهميد ، معنى اين فرموده الهى را كه : « أَ لَمْ تَرَ