أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

17

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً - آيا نديدى پروردگارت چگونه سايه را كشيده و اگر مىخواست آن را سكون مىبخشيد ؟ - فرقان / 45 » خواهد دانست . چون كشيدن سايه عبارت است از گسترش نقطه وجودى ، و تعينش به تعينات حروف و كلمات الهى و كونى 19 ، و كون عبارت است از گسترش نقطه وجودى ، به تعينات الهى و كونى ، و ماندگاريش بر بساطت خود كه طبق فرموده الهى ( در حديث قدسى ) است مىباشد : « كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف - گنجى ناشناخته بودم دوست داشتم كه شناخته شوم » . نقطه « با » نقطه وجودى است و « با » ام الكتاب دوم كه قلم است مىباشد اين نقطه « ب » اشاره به نقطه وجودى است و « ب » - در « بسمله » اشاره به امّ الكتاب دوم است و آن قلم مىباشد ، و شكى نيست كه آن ( قلم ) در آن ( نقطه ) مندرج است و « بسمله » اشاره به امّ الكتاب دوم دارد كه عرش است ، و شكى نيست كه عرش ، در قلم مندرج است كه آن عبارت از علم مىباشد ، و فاتحه اشاره به امّ الكتاب است كه جامع و فراگير همگان مىباشد ، و آن انسان كامل است ، و شكى نيست كه انسان قبل از ظهورش مندرج در تمام مراتب مىباشد ، مانند اندراج كل - بعد از ظهورش - در او ، و انبساط نقطه در ذات خودش اشاره به كتاب مبين اول دارد ، و انبساط « ب » به « سين » اشاره به كتاب مبين دوم دارد 20 ، و تفصيل حروف « بسمله » و ورود بعضى از آن‌ها در بعض ديگر اشاره به كتاب مبين سوم دارد ، و تكرار آن‌چه كه در « بسمله » است ، در فاتحه ، و نگاه بعضى به بعض ديگر ، اشاره است به علم انسان كامل