أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

مقدمه مصحح 14

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

جز علو مقام و معنويت وى و فضايل ظاهرى و باطنى او نبوده است . ارتباط مكتب عرفانى قونيه با مكتب كلامى مراغه اين نكته را بايد دانست از آن‌جا كه اين‌دو مكتب : يعنى قونيه و مراغه ، عرفان و كلام در عين هم‌طرازى ، از جهاتى تضاد نظريه‌اى دارند ، التيام و ارتباطشان به هم مشكل به نظر مىرسيد ، لذا نگارنده در پى جستجوى آن حلقهء مفقودهء اتصال بود كه به حمد الله آن را در وجود دانشمند بزرگ - قطب الدين شيرازى شارح حكمت الاشراق - يافت و متوجه شد كه اين دانشمند سترك نخست سالها در خدمت خواجه نصير الدين طوسى - قدس الله سره القدوسى - بوده ، در عين استفاده از محضرش و تلمّذش در حضورش ، در ساخت رصدخانهء مراغه خواجه را يارى مىكرده و مسلما هيئت و علم رصد را از او فراگرفته است . از طرفى پس از اتمام كار رصدخانه مراغه - و يا در مراحل نهايى آن - به قونيه سفر كرده و خدمت صدر الدين قونوى - قدس الله سره الزكى - كه آوازه‌اش عالم را فراگرفته بود رسيده و در حضورش كتاب جامع الاصول جزرى در حديث را كه به خط خود نوشته و بدان افتخار مىكرده فراگرفت . در اين ميان مسلما نظريات خواجه را چه در بيانش و چه مستقلا براى حضرت شيخ نقل مىكرده و شيخ را مشتاق كل نظريات خواجه مىيافته ، و يا در بازگشت از قونيه خواجه قدس سره را با نقل نظريات شيخ ، مشتاق كل نظريات شيخ يافته و موجب ارتباط بين آن‌دو ، و بلكه بين دو مكتب عرفانى قونيه و مكتب كلامى مراغه گشت و در نتيجه مطالب رسالهء هاديه و مرشده و ديگر رسايل پديد آمدند ، بنابراين قطب الدين شيرازى قدس سره از اين حيث حقى عظيم بر امت اسلامى دارد . از مكتب اين عارف بزرگ ، بزرگانى برخاستند كه هريك در نشر علوم و معارف اسلامى سهم بزرگى را دارا هستند . از جمله عفيف الدين است كه به حضور شيخ نوشته : العبد حقا ، سليمان بن على ، العبد المطلق الممحو العينى ، محو عبودية لذلك الاحاطة . . . المولوية الصدرية المركزية القطبية جسما ، المحيطة عقلا ، الجامعة هوية ، متع الله الحسن بنشأة كمالها و اوتر ( كذا ) على عبد ربانيتها سوابغ افضالها . . . اجلك ان ابث اليك شوقى * لانك جنة و الشوق نار