أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

مقدمه مصحح 12

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

شيخ خود - قونوى - مىپردازد و مىگويد : او سرور و سند و پيشرو من به سوى خداوند تعالى بود ؛ يعنى امام علام ، پرچمدار علماى اعلام ، شيخ مشايخ اسلام ، حجت الهى در ميان مردمان ، سلطان محققان ، پناهگاه عارفان و واصلان ، ذخيره الهى در بين جهانيان ، امام وارثان محمدى . . . ابو المعالى صدر الحق و الدين ، حيات‌بخش اسلام و مسلمين محمد بن اسحاق بن محمد بن يوسف القونوى رضى الله عنه و ارضاه به منه . خطبه فصوص را از براى من شرح كرد و در اثناى آن واردى غيبى بر وى وارد گشت و اثرش ظاهر و باطن مرا فراگرفت ؛ سپس در من تصرفى شگفت نمود و مضمون كتاب را به تمامه - در شرح خطبه - مفهومم گردانيد و چون اين معنى را از من دريافت ، گفت : من نيز از حضرت شيخ درخواستم كه كتاب فصوص را بر من شرح كند ، خطبه را شرح كرد و در اثناى آن در من تصرفى نمود كه مضمون تمام كتاب معلومم شد . من از اين داستان بسيار مسرور شدم و دانستم كه مرا بهره‌اى تمام خواهد بود . پس از آن فرمود : آن را شرحى بنويس . پس در حضور وى - اجلا لا لقدره و امتثالا لامره - خطبه را شرح كردم . نيز از قول شيخ خود - صدر الدين قونوى - واقعه‌اى را در همين مقدمه كتاب شرح فصوص الحكم نقل مىكند و آن اين‌كه : روزى در مجلس سماعى كه در دمشق تشكيل شده بود وى ( صدر الدين قونوى ) با شيخ الشيوخ سعد الدين حموى و شيخ اسماعيل بن سودكين كه از شاگردان شيخ اكبر است گردآمدند . در وقت سماع ، در حالىكه مردم در حالت وجد و سرور خود بودند ، شيخ سعد الدين در صفه‌اى از مجلس به‌پا خاست و در حالىكه دستهايش را به علامت تعظيم روى سينه گذاشته بود منتظر ماند تا سماع به پايان رسيد . سپس در حالىكه چشم‌هاى خويش را همچنان بسته نگاه داشته بود ندا داد كه صدر الدين كجاست ؟ شمس الدين اسماعيل كجاست ؟ صدر الدين قونوى گويد : در آن حال من و شيخ شمس الدين اسماعيل به سويش رفتيم . شيخ با ما معانقه كرد و به سينه‌اش چسباند و چشمهايش را به ما گشود و مدتى در ما نگريست و گفت : حضرت رسول صلى الله عليه و آله در اين‌جا حضور داشت و هم‌چنان كه مرا ديدند در حضورش بودم ، و چون حضرت بازگشت خواستم چشم‌هاى خود را كه در مشاهده آن حضرت بود به روى شما بگشايم . صاحب كتاب رياض العارفين اين رباعى را به شيخ صدر الدين قونوى نسبت مىدهد و