محمد رياض
46
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )
وبه كابل برگشت . « 131 » در اين نابسامانى راجه سمبها ووليعهد أو از كشمير فرار كرده بودند . عجيبتر اينكه پسر حكمران خطهء لداخ ( تبت ) باسم رنچن كه در آن موقع با جمعى از نظاميان خود در كشمير سياحت دوستانه انجام ميداد از دگرگونى أوضاع سوء استفاده كرده وبكمك نظاميان ودوستان خود حكومت كشمير را در سال 720 ه ( 1320 م ) بدست گرفت وبرتخت سلطنت جلوس نمود . سلطان رنچن ونظاميان أو از لداخ برمذهب بودائى بودهاند وعوام كشمير هندو ، بنابراين اختلافات مذهبي در جريان بود وچندين بار جنگها واغتشاشات خونين روى داد . سلطان رنچن أزين وضع خيلى تأسف مىخورد ولى چارهاى نميديد . سلطان از مذهب بودائى متنفر گشته بود ولى علاقهء خود را به مذهب هندوان هم نشان نميداد « 132 » ودر عالم تردد وشك وتذبذب بسر ميبرد ودر آخر الامر مسلمان گرديد . سيد بلبل شاه سهروردى تركستانى در كشمير ميگويند رنچن روزى تصميم گرفته بود كه روز بعد صبحگاهان هر شخصي كه مورد توجه أو قرار بگيرد دين أو را قبول كند وهمان دين را بكوشش هرچه تمامتر در كشمير رواج دهد . روز ديگر صبح زود بيرون آمد وبراي عملي ساختن تصميم خود هرسو نگاه ميكرد . قضا را نظرش بر شخصي افتاد كه محترم ومعزز بود . اين شخص سيدي متدين ومبلغ اسلام بود كه چندى پيش از تركستان وارد كشمير شده بود . اسم گرامى آن سيد بزرگوار ، سيد عبد الرحمن بلبل شاه سهروردى حنفي تركستانى بود ملقب به شريف الدين . سيد آن موقع وضو كرده وكنار رودخانهء ابهت ( جهلم كنونى ) محو گزاردن نماز بود . سلطان رنچن نزد أو رفت واز مذهبش پرسيد . سيد گفت مذهب من التزام به توحيد خداوندى واحترام به بشريت است وآن مذهب اسلام است . سلطان رنچن اسلام
--> ( 131 ) - در تاريخ كشمير از ناراين كول تاريخ حمله را 724 ه نوشته ولى پيداست كه 720 ه درست است . ( 132 ) - ولى بقول مورخان هندو - هندوها أو را بدين خود نپذيرفته بودند . گلزار كشمير برگ 141 تاريخ كشمير ( ناراين ) برگ 95 .