محمد رياض
45
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )
باش تا با پدر خويش بكشمير شوى * لشكر ساختهء خويش بكشمير برى ولى محمود براي فتح كشمير فرصت پيدا نكرد . البتة در خدمت نظامى حكمرانان كشمير مثلا در دورهء حكومت راجه هرش ( 1089 - 1101 م ) ذكر چند تن از مسلمانان آمده است وباحتمال قوى اينها از أولاد بازماندگان سپاه محمود بودند كه بعد از حملهء أول فاتحانهء أو آنجا أقامت گزيده بودند « 128 » . همچنين مبلغان مذهب إسماعيلي چندين بار از قلعهء الموت قزوين بكشمير رفته وبظاهر بدون موفقيت برگشتهاند . سياح معروف ايتاليائى ماركوپولو كه در حدود سال 1275 تا 1277 م بناحيهء كشمير وارد شده عدهء قابل ملاحظهء مسلمانان را ذكر ميكند ولى بيشتر اين تعداد بعلت ناامنى وآشوب تا أوائل قرن هشتم هجرى از كشمير خارج شده بودند . در أوائل قرن هشتم هجرى جوانمردى مسلمان از وادى سوات ( بخشي از پاكستان كنونى ) وارد كشمير گرديد - اسمش شاه ميرزا يا شاهمير بوده است . اين جوانمرد پركار در خدمت نظامى راجه سمبها وارد گرديد وبنا به استعداد وقريحهء خداداد خود در اندك مدتي مورد توجه راجهء كشمير واقع شد . وليعهد اين راجه بنام « سهديو » شاهمير را جانشين ووكيل مطلق خود تعيين نموده ودر هركار مهم با أو مشورت ميكرده است « 129 » . در اين زمان فرماندار ارتش والى كابل بنام زولچو يا ذو القدر خان ( بقول بعضي زلفى قادر خان « 130 » ) بكشمير حمله كرد . اين مرد ، نامسلمان وسفاك بود وعلتي هم براي حملهء وى وجود نداشت بجز اينكه والى كابل ( كه خود دست نشاندهء ايلخانان مغول بود ) ميخواست مال غنيمت بدست آرد يا كشمير را بگشايد . كشميرىها نتوانستند كه در مقابل اين حملهء ناگهانى استقامت نشان بدهند وحمله وران را برون برانند . تا هشت ماه بازار قتل وغارت برپا بود وسپس بنابر مقاومت وپايمردى شاهمير مذكور ذو القدر خان مجبور به فرار گرديد
--> ( 128 ) - تذكره إيران صغير ( دكتر عرفانى ) ص 20 . ( 129 ) - كشير ( 1 ) ص 82 آب كوثر ، ص 375 . ( 130 ) - 102 . p sega eht hguorht rimhsaK