محمد رياض

16

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )

به سماع پرسيدند كه اصلش چه است ؟ گفت كه از روى شرع اسلامى آن بدعت است ونادرست وبراي ناپخته‌ها ونارسيده‌ها بكلى ممنوع است . اضافه نمود كه سماع امرى است كه بدون اختيار از شدت جذبات سر ميگيرد وآتشى است كه سوز عشق ومحبت الهى را تيزتر وشمله‌ورتر ميسازد . سماع مربوط به عشق است وعشق دليل وبرهان منطقي ندارد . « 54 » بيل‌زنى واختيار سكوت بجز دو روز مذكور هفته براي سماع على همداني تا شش سال روزهاى ديگر هفته پيوسته در خلوت مىبود ودرين مدت بجز ذكر وفكر سخنى از أمور دنيا بزبان نميآورد . البتة گاهى بفرمان شيخ خود بعد از نماز وورد صبحگاهى با بيل زدن در باغ اشتغال مينمود ولى بيشتر در حالت سكوت بود . درين وقت سن وى به 18 رسيده بود ( سال 731 ه ) . أو اجازه داشت كه در أيام أربعين در خدمت اخى على دوستى به همدان برود ودر مجمع فقراء ودراويش آن شهر شريك باشد . اين اجتماع فقراء در مسجد وخانقاه وسيع همدان صورت ميگرفت وعلى همداني در آن شركت مىجست . « 55 » در نواحي اين محل على همداني هم مسجد وخانقاه بنا كرده بود . سرزنش شيخ در همدان بعد از گزاردن أو راد صبحگاهى دراويش بفرمان شيخ كارهاى سخت وپرمحنت جسماني انجام ميدادند ودر أوقات « أربعين » على همداني هم در همدان شريك كارهاى آنان مىبود بارى سيد با دراويش ديگر بأمر شيخ اخى سنگ‌ها را از جايى بجاى ديگر ميبرد - طبق طبع كنجكاو خود روزى از شيخ پرسيد كه بردن سنگ‌ها از اين‌جا به آنجا بدون هدف معين چه فايده‌اى در بردارد ؟ شيخ أزين سئوال ناراحت وعصبانى شده كفش از پاى خود بيرون آورد وآن را بشدت تمام بر پشت سيد زد وسپس گفت : « فايده آنست كه كفار نفوس در زمره اسلام در آيند » « 56 » ضرب آن كفش اينقدر موثر بود كه على

--> ( 54 ) - برگ 55 تا 58 . ( 55 ) - خ م ( لا ) برگ 12 . ( 56 ) - در خ - م ( بر ) فقط آمده ونسخ « لا وبا » اين مطلب را فاقد است .