محمد رياض
17
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )
همداني فرموده است : « . . . نعل كفش در گوشت من نشست وحالي گويا خاموشى آن آواز كفش بگوش من ميرسد » . اين سرزنش سيد بآداب شيخانه ومرادانه براي اين امر بود كه در حكمت أمور نبايد سئوال كرد والا اخى على دوستى بشخص وى احترام زياد قائل بود ووقتي ميگفت كه أو على همداني را همان اندازه محترم ميشمارد كه شيخ علاء الدولة سمنانى را . در ميان هر دو اينقدر علاقة بوده كه وقتي سيد واخى خلوت خصوصي داشتند ، شيخ علاء الدولة را هم براي شركت در آن راه نميدادند « 57 » ولى در آداب شيخانه اينگونه سرزنش وسختى ممكن است زيرا بقول حافظ : بمى سجأده رنگين كن گرت پير مغان گويد * كه سالك بيخبر نبود ز راه ورسم منزلها وفات اخى وبازگشت حضور شيخ محمود على همداني تا دو سال براي « أربعين » بخدمت اخى شيخ على دوستى در همدان مىآمد وسپس به باجازهء أو به مزدقان برميگشت . در سال 732 ه ( بروايت خلاصة المناقب ) سيد بعد از « أربعين » اجازه يافت كه بمزدقان برود وهم مصمم بود كه بعد از ده روز حركت كند . روز دوم سيد در نزديكى خلوت گاه شيخ اخى آمد تا وقتي كه شيخ بيرون بيايد از أو خدا حافظي كرده مرخص وعازم مزدقان گردد . شيخ آن روز خلاف معمول بيرون نيامد وتأخير فوق العادة واقع شد . دراويش وياران على همداني را گفتند كه در خلوتگاه شيخ برود وهمانجا ازو خدا حافظي كند - چون على همداني آنجا رفت ديد كه حضرت اخى بجهت اثبات ذكر سر بر زانو نهاده رحلت فرموده است . على همداني ودراويش ديگر تدفين اخى را انجام دادند وبعد از مراسم روز سوم على همداني به خدمت شيخ محمود رسيد . « 58 » در آن أوان مدت مريد بودن وى بنظر حضرت محمود تمام شده بود وأو على همداني را براي فوائد گوناگون روحاني دستور داد كه در ربع مسكون عالم سير وسياحت فرمايد و
--> ( 57 ) - خ - م ( با ) برگ 29 . ( 58 ) - خ - م ( بر ) .