محمد رياض

53

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )

امر بالمعروف ونهى عن المنكر بكوشد - نامه‌اى بنام سلطان طغانشاه هم همين موضوع دارد ودر نامهء ديگرى كه بنام ميرزاده ميركا مضبوط وموجود است پند واندرز مرشدانه ميآرد ودر اهميت توصيه وتبليغ دين به آيات سورهء عصر استشهاد ميكند . بنابر تقاضاى سلطان غياث الدين ، حاكم پاخلى ونواحي آن ، على همداني در قلمرو أو به وعظ وتبليغ اسلام مىپرداخت ولى از دست كفار وأشرار وآشوبگران مصائب وآلام زيادة به أو رسيد وسلطان مذكور به ظاهر نتوانسته كه طبق وعدهء خود نظم وآرامش را در آن سامان ايجاد كند وجلوى مفسدان را بگيرد . سيد در نامه‌اى از اين وضع اسفناك شاكي است وميفرمايد : « اى عزيز خود را بحالي مبتلا كردى كه آسمانيان بر حال تو نوحه كردند وزمينيان بر فعل تو افسوس داشتند وجميع أهل بدعت وضلالت را شاد گردانيدى وهم يكى از أهل اللّه وأرباب قلوب را محزون ومخذول كردى وحضرت صمديت را با جميع أنبياء وملائكة خصم خود ساختى » ميفرمايد كه مردم اين ناحية نسبت به أهل بيت رسول ( ص ) وسادات احترام نميگزارند واين امر فساد نيت ايشان وضعف ايمان آنان را نشان ميدهد . البتة اگر ايشان بر روش سفاكى يزيد عمل بكنند ، على همداني هم بروش حسين بن علي متمسك است و « اگر جمله زمين آتش گيرد واز آسمان شمشير بارد آنچه حق باشد نپوشد » . « 1 » حاكمان پاخلى يكى بعد از ديگرى براي على همداني احترام زياد قائل بوده وطبق راهنمايى سيد شرع اسلامى را در قلمرو خود رواج داده‌اند . در آخر زندگانى ، سيد را در قلمرو سلطان پاخلى مىبينيم . سيد طبق اصرار سلطان چند روز مهمانش بوده وقضا را در نزديكى دار الحكومت أو فوت كرده است . خلاصه روابط سيد با حكام آن ناحية تا آخر أيام أو ادامه داشته است « 2 » - از رسالهء مستورات برميآيد كه چندين حاكم ديگر در جزو ارادتمندان ومريدان على همداني درآمده‌اند

--> ( 1 ) - رسالهء مكتوبات شماره 8 . ( 2 ) - خ - م ( لا ) برگ 83 .