عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

122

المسالك و الممالك ( فارسى )

لكز 677 ؛ ارمنستان سوم بسفرجان 678 و زبيل و سراج طير 679 و بعزوند 680 و نشوى را در بر مىگيرد ؛ ارمنستان چهارم كه شمشاط و خلاط 681 و قاليقلا 682 و أرجيش 683 و باجنيس 684 را شامل مىشود . كوره‌هاى اران و جرزان و سيسجان جزء سرزمين خزر بود . و كوره‌هاى ديبل و نشوى و سراج و بغروند و خلاط و باجنيس جزء مملكت روم بود كه فارسها آن را تا شيروان كه سنگ موسى و چشمه حيات در آنجاست ، فتح نمودند . و شمشاط كه در آن گور صفوان بن معطل سلمى يار پيامبر صلى الله عليه قرار دارد و ميان اين گور تا دژ زياد ، و در نزديكى آن درختى است كه كسى از مردم نمىداند - چيست و ميوه اين درخت چيزى شبيه بادام است كه با پوست خورده مىشود و از عسل شيرين‌تر است ؛ و قباد شهر بيلقان و شهر برذعة و شهر قبله را ساخت و همچنين سد لبن را بنا كرد ؛ و انوشيروان شهر شابران و شهر گرگره و شهر باب الابواب و كاخهائى در كنارهء راه در كوهستان ساخت كه سيصد و شصت كاخ باشد و همچنين بلنجر و سمندر 685 را ساخت و در سرزمين جرزان ، شهر صغدبيل و كاخى كه آن را باب فيروز قباذ ناميد ، ساخت . و در ارمنستان نيز خوى و صناريه و ألباق و كسال و أبخاز و قلعه جردمان و خيزان و شكى و شهر باب را بنا كرد . و اما الابواب در كوه قبق بر دهانهء گردنه‌ها ، دژهايى وجود دارد ، از جمله باب حول و باب لان و باب شابران و باب لازقه و باب بارقة و باب سمسخى و باب صاحب السرير و باب فيلان شاه و باب كارونان و باب طبرسرانشاه و باب ليرانشاه و باب لبانشاه و باب أنوشروان ، و شهر سمندر و آنچه در عقب آن شهر باشد ، در دست خزرهاست ؛ و در داستان موسى عليه السلام آمده كه : « آيا ديدى به سنگى پناه داديم ، و آيا ماهى زنده را فراموش كردى ؛ سنگ ، سنگ شروان و دريا ، درياى جيلان و