السيد مرتضى العسكري

535

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

پاسخ پرسش سوم در پاسخ به اين پرسش مىگوئيم : خداى سبحان در سوره بقره ( 286 ) فرموده : " لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها " خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانش تكليف نمىكند . پاسخ پرسش چهارم " زنازاده " نيز ، مجبور بر انجام كار شرّ نيست ، آنچه كه هست اين است كه حالت روحى مرد و زن بدكار در حال ارتكاب بگونه‌اى است كه چون خود را نسبت به قوانين جامعه خائن مىبينند ، و مىدانند كه جامعه كار آنان را آلوده و كثيف مىداند و اگر بر رفتارشان آگاه شود و آنان را در حال ارتكاب اين پستى ببيند با آنان دشمنى كرده و مطرودشان مىدارد ، و مىدانند همه نيكان و پاكان و صاحبان اخلاق كريمه از چنين كارى بيزارى مىجويند ، اين حالت روحى و كابوس درونى بر نطفه اثر مىگذارد و از راه وراثت به نوزاد منتقل مىگردد و او را شرّ دوست و دشمن نيكيها بار مىآورد مىسازد و با نيكان و معروفان جامعه به ستيزش مىخواند . نمونه بارز اين سيرت " زياد بن أبيه " و فرزندش " ابن زياد " بودند كه در دوران حكومتشان در عراق همه آنچه را كه نبايد ، كردند ؛ بويژه ابن زياد كه به دستور او پس از شهادت امام حسين عليه السّلام جسم شريف آن حضرت و ياران پاكش را مثله كردند ، و سرهاى ايشان را در شهرها گرداندند ، و حرم رسول اللّه را اسيرانه به كوفه و شام روانه كردند ، و ديگر كارها كه به دستور او انجام شد ، و اين در حالى بود كه پس از شهادت امام حسين عليه السّلام هيچ فرد ديگرى نمانده بود تا در برابر حكومت آنان مقاومت نمايد ، و هيچ گونه توجيهى براى اين گونه كارهاى او وجود نداشت ، جز اينكه او دوستدار شرّ بود و مىخواست شوكت و عظمت شريف‌ترين خانواده عرب و اسلام را در هم بشكند ، و آنان را بىاعتبار نمايد ، آرى ، او ذاتا شرّ دوست و دشمن نيكىها بود و با كريمان و شريفان جامعه سر ستيز داشت . « 1 »

--> ( 1 ) - به بحث ملحق كردن زياد در جلد اول كتاب " عبد اللّه بن سبا " ، و بحث شهادت امام حسين عليه السّلام در جلد سوم " معالم المدرستين " مراجعه شود .