السيد مرتضى العسكري

526

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

هر چه هست خزاين آن نزد ماست ، و ما جز به مقدار و اندازه معين آن را نازل نمىكنيم . 2 - " قدر " به معناى زمان و مكان ، چنان كه در سوره مرسلات ( 20 - 22 ) مىفرمايد : أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ ( ) فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ ( ) إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ . آيا شما را از آبى پست نيافريديم ( ) سپس آن را در قرارگاه محفوظ و آماده قرار داديم ( ) تا " زمانى " معين و معلوم ؟ ! 3 - " قدر " به معناى حكم قطعى و نافذ ، " قدر اللّه " يعنى حكم نافذ و قطعى و محكم خدا ، چنان كه در سوره احزاب ( 38 ) مىفرمايد : سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً . اين سنّت الهى در پيشينيان نيز جارى بوده ، و فرمان خدا " قطعى و نافذ و شدنى " است . مؤلف گويد : شايد تعدّد معانى مادّه " قضا و قدر " و نسبت آن به خداى متعال باعث شده تا برخى از مسلمانان به اشتباه افتاده و چنان پندارند كه معناى " قضا و قدر " در قرآن و حديث اين است كه ، انسان در زندگى خويش هر چه را مىكند ، نيك يا بد ، بر اساس " قضا و قدر " و سرنوشتى است كه خداوند ، پيش از آفرينش او ، برايش مقرر داشته است ! چنان كه در روايات ما واژه " قدرى " ، به " جبرى " و " تفويضى " هر دو اطلاق شده است . و بنابر چنين اطلاقى ، واژه " قدر " نام شىء و ضدّ آن مىگردد ، مانند واژه " قرء " كه نامى است براى " حيض " و " پاكى " هر دو . در پايان از بيان اقوال " قدرىها " و پاسخ آن براى پرهيز از طول بحث در مىگذريم و تنها به آوردن احاديثى كه پاسخ اين اقوال را در آن يافته‌ايم بسنده مىكنيم تا - به يارى خدا - علاوه بر پاسخ ، توضيح و شرح موضوع نيز باشد .