السيد مرتضى العسكري
289
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
13 - مآب : سرانجام ، اسم زمان و مكان اوب [ بازگشت ] نيز مىباشد . 14 - خليفة : شرح معناى خليفه گذشت ، خلاصهاش چنين است : معناى خليفة اللّه در قرآن چنان كه برخى گفتهاند ، خلافت نوع انسان در زمين نيست ، بلكه مراد : امام و پيشواى برگزيده از سوى خدا براى هدايت مردمان و قضاوت در بين ايشان است ، چنان كه از سخن خداى متعال به داود عليه السّلام آشكار مىگردد : يا داود انا جعلناك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ اى داود ما تو را جانشين در زمين قرار داديم ، پس ميان مردم به حق داورى كن . 15 - خيرة : اختيار و حق گزينش . 16 - وطر : نياز مهم و مورد توجه كه هرگاه به آن رسيد مىگويند : قضى وطره ، نيازش را برآورده ساخت . 17 - ادعياؤهم : منسوبان به آنان ، دعى : كسى كه او را به قومى نسبت دهند و از آنان نباشد ، مصداق بارز آن ، پسرخواندگى است . 18 - سنّة اللّه : نظام خداوندى كه براى مخلوقات تقدير كرده ، سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا فرمان خدائى و شريعتى كه بر پيامبران پيشين فرستاده است . 19 - قدرا مقدورا : اندازه تدبير شده ، قدر اللّه الرزق روزى را محدود و اندك قرار داد . 20 - جذاذ : قطعهقطعه شده ، شكسته شده . 21 - فتى : جوان شاداب ، تازه جوان ، به غلام و كنيز هم براى عطوفت و دلجوئى فتى گفته مىشود ، و نيز مردان كامل و جوانمردان ، ولى در اينجا مقصود نوجوان است . 22 - نكسوا : از روى خوارى و خفت سربزير شدند . 23 - سقاية : ظرف آب خوردن كه گاهى پيمانهاش مىكنند . 24 - عير : كاروان حامل بار ، مردان و شتران ، قافله شتر يا قافله انسانى . 25 - صواع : پيمانه ، همان ظرف آب خورى كه گذشت . 26 - زعيم : ضامن ، كفيل .