مصطفى بن محمد هادى خوئى

93

شرح دعاى صباح ( فارسى )

راه استعاره ، كواكب « 1 » او هيجده است و خارج هشت . صورت سرطان ، خرچنگى را ماند مقدّم او به طرف مشرق و مؤخّر او به مغرب و جنوب . ستارگان او نه است و خارج چهار . صورت اسد ، شيرى را ماند روى او به طرف مغرب و پشت او به شمال . بيست و هفت ستاره است ، خارج هشت ، و از جملهء [ ستاره‌هاى ] « 2 » داخله ستاره‌اىست كه بر قلب اسد است آن را قلب الاسد و ملكى مىخوانند ، و از جملهء خارجه عليه است و آن سه كوكب است كه بطلميوس آن را ضفيره « 3 » خوانده است . صورت سنبله ، او را عذراء نيز گويند . زنى را ماند دامن فرو انداخته و دست چپ او آويخته و دست راست را برداشته و به آن خوشه‌اى گرفته ، و كوكب روشن بر كف دست چپ اوست ، او را سماك اعزل گويند از جهت ارتفاع ، و از جهت آنكه بىسلاح است ، اعزل در برابر سماك رامح كه نيزه دارد . كواكب او بيست و شش است ، خارج شش . صورت ميزان ، ترازو را ماند ، دو كفهء او به جانب مغرب و عمود او به جانب مشرق . هشت ستاره است ، خارج نه . صورت عقرب ، [ عقربى را ماند ] « 4 » سر او به طرف شمال و مغرب و دم برداشته به جانب جنوب و مشرق ، كواكب او بيست و يك‌اند و خارج سه . قوس ، او را رامى نيز گويند . دابّه‌اى « 5 » را ماند از گردن تا آخر ، و از اصل گردن او نصف مردى بيرون آمده تا كمر ، عمامه بر سر دارد و از او علاقه‌اى « 6 » آويزان است و كمانى را در دست گرفته و به دست ديگر بر كشيده « 7 » سى و يك كوكب است .

--> ( 1 ) ى : كوكب . ( 2 ) از ع افزوده شد . ( 3 ) ع : صفيره . ( 4 ) عبارت داخل دو قلاب از ع افزوده شد . ( 5 ) دابّه : جانورى كه بر زمين راه مىرود . ( 6 ) علاقه : هر چيزى كه بدان چيزى را آويزند . ( 7 ) ع : تير كشيده .