مصطفى بن محمد هادى خوئى
92
شرح دعاى صباح ( فارسى )
چون حمل چون ثور « 1 » چون جوزا و سرطان و اسد * سنبله ميزان و عقرب قوس و جدى و دلو و حوت و بايد دانست كه دور فلك را به دوازده بخش كردهاند و هر بخشى را برجى نام نهادهاند ، و برج در لغت ، قصر عالى را گويند ، كه هر يك از اين بروج ، قصرىاند مر كوكبى را كه حال باشد در آن برج . و اسامى بروج دوازدهگانه مأخوذند از صورى كه « 2 » متوهم شدهاند بر منطقة البروج و حوالى آن از كواكب ثابته كه در وقت قسمت در محاذى آن اقسام بوده . و حمل ، كبشى « 3 » را ماند كه او را دو شاخ باشد ، مقدّم آن به طرف مشرق و مؤخّر آن به طرف مغرب است و دو پاى آن به طرف جنوب و ملتفت شده است به طرف مؤخّر خود ، به نوعى كه گويا پشت خود مىخارد « 4 » و كواكب او سيزده است و خارج پنج . صورت ثور ، گاوى را ماند كه او را كفل و دو پاى نيست ، سر برداشته يا پيش انداخته ، على اختلاف الاقوال ، مقدّم او به طرف مشرق و مؤخّر او به طرف مغرب ، ستارگان او سى و دو خارج يازده . صورت جوزا ، و او را توأمان و دو پيكر نيز گويند . دو آدمى را ماند متعانق « 5 » در شمال ، كاه كشان « 6 » سر ايشان در طرف شمال و مشرق است و پاها به طرف جنوب و مغرب است در نفس مجرّه ، و جوزا از اين جهت گويند كه مرور اين صورت بر ميان آسمان است ، يقال : جوزا كلّ شيء ، وسطه ، و بعضى گويند كه جوزا گوسفندى را گويند كه وسط او سفيد باشد ، پس بنا بر سفيدى اكثر كواكب او ، او را جوزا گويند از
--> ( 1 ) ع : ثور و . ( 2 ) ى : از صور كه . ( 3 ) كبش : قوچ . ( 4 ) ى ، ع : مىخوارد . ( 5 ) متعانق : دست در گردن هم انداخته . ( 6 ) كاه كشان : كهكشان ، مجرّه .