مصطفى بن محمد هادى خوئى
88
شرح دعاى صباح ( فارسى )
او تمام اندام است ، و نزديك كوكب دويم از ذنب او ستارهء روشنى است در غايت صغر ، و نور چشم را به آن امتحان كنند ، او را سها خوانند . سيوم [ صورت ] « 1 » تنين است و بر سر او چهار كوكب است بر هيئت منحرف ، او را عرب ، اوابد « 2 » خواند و ستارگان آن سى و يكاند ، چهارم صورت قيقاووس « 3 » است ، در لغت يونان به معناى پادشاه و به سلطان مكلّل و متحرّك الاطراف مىنمايد و از دو پاى او و جدى مثلّثى واسع متخيّل شود و كواكب او يازدهاند ، خارج صورت . پنجم عوّاست و او را نقّار و صنّاج نيز گويند ، به مردى ماند دو دست را دراز كرده بانگ مىكند . سر دست چپ او بر بالاى كوكب آخر از كواكب بنات النعش كبرى است ، و دست راست او آويخته از پس كواكب صورت فكّه كه بيانش خواهد آمد ، و به اين دست عصا بر بالاى سر گرفته ، ستارگان او بيست و دواند ، خارج دو ، يكى كه آن را سماك رامح خوانند او را حارس السماء و حارس شمالى نيز گويند ، چه در اكثر مواضع ديده مىشود و آن ديگرى را كه با اوست و بر ساق چپ اين صورت است رمح رامح گويند . ششم صورت فكّه است كه آن را كاسهء درويشان نيز گويند و منجّمان ، اكليل شمالى نيز خوانند ، دايرهاى را ماند ناتمام ، و ستارگان او هشتاند و نيّر آنها را نيّر الفكّه خوانند . هفتم صورت الجائى على ركبتيه است و او را مراقص « 4 » نيز گويند ، مردى را ماند بر سر زانو ايستاده از براى پاى كوفتن . كواكب او بيست و هشت خارج يك . هشتم صورت شلياق و او را سلحفات و مغرفه و خيگ رومى « 5 » نيز مىگويند . ستارگان او دهاند و بر يك طرف او ستارهاى است روشن و دو ستارهء ديگر تاريك ،
--> ( 1 ) از ع افزوده شد . ( 2 ) حاشيهءى : اوابد : بزهاى كوهى . . ( 3 ) حاشيهءى : و اظن ان القيقاووس هو الكيكاووس بالفارسية ، ع : قيقاوس بز كوهى است . ( 4 ) ع : راقص . ( 5 ) ع : سلحقات و مغرقه و چنگ رومى .