مصطفى بن محمد هادى خوئى

72

شرح دعاى صباح ( فارسى )

المعانى . بلج الصبح ، اى اضاء و اشرق ، و تبلّج از باب تفعّل است و به معناى ظاهر شدن و روشن شدن است به چيز منير ديگر . و بايد دانست كه سابقا هم در خلال معانى سابقه في الجمله اشاره شد كه اثبات نطق كه عبارت از بيان فصيح است از براى صبح به اعتبار اشتراك در معناى اضائه و نمايندگى است ، چه همچنان كه زبان فصيح نماينده است اسرارى را كه پنهان است در دل و سينه ، صبح نيز نماينده است مخفيّات را كه در تحت استار ظلمت مستترند و خفا دارند . و همچنين اسناد تلجلج « 1 » كه عبارت است در لغت از پريشان گفتن و سر در گم حرف زدن به تاريكى ، به اعتبار تضمن معناى خفاست و پوشيدگى ، چه همچنان كه پريشان گفتن موجب فقدان مراد و عدم ظهور مدّعاست ، ظلمت شب نيز سبب كتمان و عدم امور و خفاى چيزهاست . خذ هذا و كن من الشاكرين ، و الحمد للّه ربّ العالمين . « و سرّح قطع اللّيل المظلم بغياهب تلجلجه » يعنى : سرداد و رها كرد تاريكىهاى شب تاريك را به آشفته گويى و پريشان كلامى آن . مصباح و فيه افصاح و بيان و ايضاح بدان كه پيش از شروع در مقصود لا بدّ است از بيان لغات اين فقرهء مباركه و ذكر نكات و اسرار بلاغت و وجوه فصاحت كه در آن مندرج است . اقول : - و من اللّه الاستعانة و التوفيق فانه خير الرفيق - مخفى نماند كه تسريح ، كه سرّح مشتق است از او ، در لغت عرب به معناى يله و خله [ 1 ] كردن و رها كردن زن است و طلاق دادن

--> [ 1 ] رها كردن ، سنائى مىگويد : مرد دين باش و مال را يله كن * چيز دنيا به جملگى خله كن ( 1 ) ع : تبلّج .