مصطفى بن محمد هادى خوئى
69
شرح دعاى صباح ( فارسى )
و صريح است در اين مطلب ، حديث صحيح كه فرمودهاند : « نحن محالّ مشيّة الله ، و بنا يعرف اللّه ، و ما يعرف اللّه ، إلاّ بسبيل معرفتنا . » [ 1 ] و مشعر است بر اين سخن حديث : « من رآنى فقد رأى اللّه . » « 1 » و غير از اين احاديث كه بر اهل حق پوشيده نيست . پس ، چنانچه صباح و لسان او ناطق و گوياست به وجود شمس و بشير است از قدوم و ظهور و تابش آفتاب و به زبان حال از آفتاب و از ضياء و شرق و احاطهء نور او خبر مىدهد ، كذلك جناب ختمى مآب - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه محلّ مشيّتاند به زبان حال و قال ، تنطّق به وجود خداوندى مىكند ، و به واسطهء آن جناب ، معدومات از نور وجود خداوندى مرشوش مىشوند ، كما في الحديث : « ثمّ رشّ عليهم من نور وجوده . » « 2 » و چنانچه تا صباح و صبح به عرصهء وجود نيايد و متبلّج و ظاهر نشود ، از آفتاب خبرى و اثرى نيست و احدى را از وجود و كيفيت و صفات و اشراق او علمى و اطلاعى نيست ، كذلك پيش از وجود ذى جود خاتم الانبياء - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه به منزلهء صباحاند ، از شمس حقيقت و آفتاب ذات احدى علمى و خبرى نيست ، و محال است كه باشد ، زيرا كه آن جناب كنز مخفى بودند و خلق كردن بهترين مخلوقات از براى معرفت خود بود و بس ، و بنا بر اين باء جارّه در كلمهء « بنطق تبلّجه » به معنى سبب و آلت نيز مىشود ، يعنى بيرون آورد وجود خاتم الانبياء را به جهت آنكه ناطق باشد و مظهر شود از براى ظاهر شدن حق تعالى . و ايضا احتمال مىرود كه مراد از صباح همهء كائنات و موجودات باشد ، و مراد از زبان و لسان آنها حضرت آدم باشد ، زيرا كه آدم - عليه السّلام - نسخهء جامعهء آفرينش است ، و
--> [ 1 ] ما جايگاه اراده و خواست خداييم و بواسطهء ما خدا شناخته مىشود و شناخته نمىشود او مگر از طريق شناخت ما . ( 1 ) بحار الانوار ، ج 61 - ص 235 : « من رآنى فقد رأى الحق » . ( 2 ) سپس از نور وجودش بر ايشان بپراكند .