مصطفى بن محمد هادى خوئى
65
شرح دعاى صباح ( فارسى )
شدن و عيان بودن خود ، يا آنكه : اى آن كسى كه بيرون آورد زبان خود را به جهت نطق كردن تبلّج و ظهور خود . و بنابراين ، معنى لسان بودن صباح از براى خداوند فالق الإصباح مانند لسان بودن شجرهء موسى - على نبيّنا و عليه السلام - است كه گفت : إنّى انَا اللّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ « 1 » . و از مقولهء زبان بودن سيّد اولياء و فخر العرفاء جناب امير المؤمنين - عليه السّلام - است كه بارها مىفرمودند : « انا لسان اللّه الناطق » « 2 » ، و غير ذلك كه اطلاق لسان اللّه بر آن حضرت در زيارات آن حضرت شده ، پس بنابراين مانعى ندارد كه صباح كه ظهور اشياء به اوست و مبشّر از وجود آفتاب عالمتاب است ، كه معظمى از مصالح جهان به آن موقوف است و مربّى اشجار و ثمار است و حرارت ناشيهء از او يكى از عناصر است كه بى او تعيّش ، بلكه وجود مخلوقات ممتنع و محال است و فوايد إلى غير النهاية و منافع لا تعدّ و لا تحصى دارد ، كه زبان خداوند منّان باشد . روا باشد انا الحق از درختى * چرا نبود روا از نيك بختى و طريقهء آسان در فهم اين مسئله اين است كه فهم اين مدّعا نزد اهل توحيد و پيش قائلين به وحدت وجود ، خفائى ندارد و اثبات لسان از براى خداوند بىنظير و بىنشان نزد ايشان به اين معنى است كه آن جماعت مىگويند كه آفرينش بتمامها - نعوذ باللّه ، خاكم به دهن - يا خداست يا رشحه از وجود حق است و ظلّ آن جناب است ، و وجودات همهء اشياء كه مقيّدند به قيد تعيّن و به شرط تعيّناند و از اوج اطلاق تنزل نمودهاند بتمامها وجود حقاند و مىگويند : « ليس في الدار غيره ديّار » ، و تصريحا همگى به اين ادّعا بلند آوايند كه : نيست در خانهء هستى جز دوست * هر چه بينى به حقيقت همه اوست
--> ( 1 ) القصص : 30 . ( 2 ) مقدمهء مرآة الانوار ( مقدمهء تفسير برهان ) - ص 296 .