مصطفى بن محمد هادى خوئى

37

شرح دعاى صباح ( فارسى )

اين گمنام مستهام « 1 » ، اقل الطلبة ، مصطفى بن محمّد الخوئى مأمور آمد كه دعاى جليل القدر عظيم الشأن صباح را كه نور بازغ معانيش در شبستان الفاظ ، مشكات « 2 » طريق هدايت و مصباح « 3 » سبيل سعادت است ، شرحى نوشته باشد ، با وجود عدم مايه و پستى پايه - امتثالا لامره و اطاعة لحكمه - از همّت و الا ختمش استمداد و استعانت جسته ، شروع به شرح اين دعاى مبارك نمود . رجاى واثق آن است كه منظور نظر انور و مقبول خاطر خورشيد اثر اشرف ارفع امجد ارفع و الا گرديده ، به اين وسيله مطبوع دانشمندان زمان گردد . يا رب كه شهش به چشم رحمت نگرد . بهترين دعايى كه ترتيل آن در هر صباح ، باعث رستگارى نشأتين است ، ثناى كبريايى است - جلّت عظمته و ظهرت قدرته - كه در هر صباح از شعشع « 4 » نور عالم فروزش مهر روشن در تأجّج « 5 » و در هر رواح « 6 » از اشعهء لمعات انوار ضياء اندوزش روشنان گردون تجلّى ظهور يافته ، همه به آرايش و زيور افشانى فلك دوّار در خود آرايى و تبرّجند « 7 » . قيّومى كه اشباح بشرى را به وشاح « 8 » ارواح ملكى متحلّى نمود تا كسانى كه قابل استفاضهء فيوضات ربّانى هستند ، از كسب اوصاف حميده و دفع اخلاق ذميمه ، خود را از تعلّقات عالم ناسوتى رهايى داده به جناحين علم و عمل ، هماى نفس نفيس را در عالم لاهوتى طيران دهند و از فيض بادهء معرفتش مست حق و مستحق فيوضات جاودانى آيند . قادرى كه شهباز تيز پر اوهام دانايان حكماى الهى و دقيقه شناسان رموز آگاهى را

--> ( 1 ) سرگشته . ( 2 ) چراغدان . ( 3 ) چراغ . ( 4 ) پرتو . ( 5 ) فروزش . ( 6 ) شب . ( 7 ) آشكار نمودن زينت . ( 8 ) گردنبند جواهر نشان .