مصطفى بن محمد هادى خوئى
114
شرح دعاى صباح ( فارسى )
برهان لمّى ، پس محال است كه علم به معرفت او حاصل كند ، بلكه به برهان لمّى بايد خدا را به خدا شناخت ، و در مقام برهان انّى بايد همچنين خلق را به خدا شناخت كه علّت تامه است ، زيرا كه از علّت تامّه بى به معلول توان برد ، چنانچه استدلال مىكنيم از تعفن اخلاط به وجود حمّى « 1 » كه معلول است . و محتمل است كه مراد آن حضرت از آن قول نسبت باشد ، مانند عبد و مولى ، زيرا كه آقا اجلّ و اكرم است كه به عبد شناخته شود ، بلكه هميشه نسبت عبد را به آقا مىدهند . فائدة از ظاهر ترجمهء فقرهء مباركه چنين معلوم مىشود كه مدلول ، ذات مقدّس است و دالّ هم ذات مقدّس است ، و ليكن از آنجا كه ذات من حيث انّه ذات ، به هيچ وجه من الوجوه مدلول و معروف نمىشود و هميشه مجهول الكنه است ، و همچنين دليل بودن ذات من حيث هي هي ، خالى از تكلّف نيست ، پس ظاهر از دليل بودن ذات بر ذات مقدّس « 2 » دليل بودن مصنوعات ذات است بر وجود ذات اقدس و بر صفات جلاليّه و جماليّهء ذات مقدّس . و نكته در اينكه نفرمود : يا من دلّ بمصنوعاته على صفاته و وجوده ، و مضاف را از بذاته و على ذاته كه دليل و مدلول عليه است هر دو حذف كرده ، اين است كه ارباب فهم و صاحبان اشاره بفهمند كه مصنوعات و مخلوقات را نحو اتّصالى و ارتباطى به ذات مقدّس است كه گويا و كأنّه اوست ، زيرا كه ذات مقدّس ، قيّوم و مقوّم آنهاست و محيط است بر همه و اشياء ، كمال افتقار و احتياج به صانع دارند و همهء اشياء و مصنوعات ، و مستفاد و مستفاضاند از آن جناب و منوط و مربوطاند به
--> ( 1 ) حمّى : تب . ( 2 ) ع : ذات همه ذات مقدس .