مصطفى بن محمد هادى خوئى

108

شرح دعاى صباح ( فارسى )

الفلك الدوّار » از براى توضيح و بيان و ماهيت است و وصف احترازى نيست . و مقدار اسم آلت است يعنى اندازه . و قدر - به سكون دال و فتح آن - يازده معنى دارد : اندازه كردن ، و تنگ كردن روزى بر كسى ، و تقدير كردن ، و به ديگ چيزى پختن ، و آفريدن ، و تمام كردن ، و نوشتن ، و واجب كردن ، و بزرگ داشتن ، و شناختن ، و به اين دو معناى آخر است قوله تعالى : وَ ما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ « 1 » ، و توانا شدن ، چنانچه صاحب كنز اللغة به اين معانى تصريح كرده است . و مقدار به معناى اندازه است ، و هر چيز از ممكنات ، محال است كه مقدار و اندازه نداشته باشد ، پس تبرّج صبح هم بايد به مقدار و اندازه باشد و تا قدر و مقدار از براى مخلوق نباشد ، آن شىء محكم و استوار نمىشود . « و شعشع ضياء الشّمس بنور تأجّجه » . اللغة و شعشع الشمس : نشرت شعاعها ، و شعاع الشمس الّذى ينتشر من ضوئها ، و الاجيج تلهبّ النّار كالتأجيج ، و در كنز مذكور است كه تأجيج ، آتش بر افروختن و تأجّج ، بر افروخته شدن آتش است . و در صحاح اللّغة مذكور است كه شعشع و مشعشع به معنى ظلّ غير كثيف است و شعشاع ، و شعشعه به معنى تفريق و متفرّق ساختن هم آمده ، و صاحب كنز گفته : شعشعه ، شراب با آب آميختن . پس ، معناى فقرهء مباركه چنين است : و تابنده و درخشان نمود و منتشر و متفرّق ساخت روشنى آفتاب را به نور افروخته شدن آن ، كه آن برافروخته شدن همچون زبانه كشيدن نار و مانند تلهّب آتش است ، و تاجّج در اينجا استعاره است از فروزندگى و انتشار نور آفتاب . و فرق ميانهء ضوء و نور چنانچه علما فرموده‌اند ، آن

--> ( 1 ) الانعام : 91 .