مهدى فرمانيان
99
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
تنگ كردند و پس از فراز و نشيبهايى در اواخر قرن دهم هجرى ، يك بار ديگر عرصه سياسى يمن از حكومت امامان زيديه خالى ماند . گرايشها و دستهبندىهاى اين دوره يكى از پيامدهاى ظهور جريان مطرفّيه در ميان زيديه ، نشر وسيع كتب و افكار معتزله در ميان زيديه يمن بود . از آنجا كه مطرفّيه ريشههاى بحثهاى كلامى خود را از برخى مكاتب معتزله گرفته بودند ، امامان و عالمان زيديه براى مقابله با آنان به ميراث فكرى و كلامى ديگر معتزله روى آوردند كه در آن دوران همچنان در عراق و ايران پايگاههاى وسيعى داشتند . به همين دليل و بنابر دعوت امامانى همچون احمد بن سليمان كتابهاى معتزله و شخصيتهايى متأثر از آنان در قرن ششم هجرى از عراق و ايران به يمن برده شدند و اين حركت موجب شد تا در قرنهاى بعدى شاهد ظهور جريانى در زيديهء يمن باشيم كه متأثر از معتزله و افكار آنان است ؛ يعنى مشابه همان جريانى كه در قرن چهارم و پنجم هجرى در زيديهء ايران شاهد آن بوديم . در اين مكتب اصول مذهب زيديه با عقلگرايى افراطى پيوند داده شده و برخى ديدگاههاى كلامى غيرشيعى نيز در ميان آنان رواج يافت . امام زيديه احمد بن يحيى بن مرتضى و پس از او عز الدين بن حسن ، از همين جريان متأثر بودند . در مقابل اين جريان برخى ديگر از عالمان زيديه با نقد عقلگرايى افراطى معتزله ، گرايشى مشابه به گرايش اهل حديث را نمايندگى كردند و از سويى ديگر از جريان اصيل زيديه و شيعى فاصله گرفتند كه سرآمد آنان محمد بن ابراهيم وزير ( م 840 ه . ق ) بود و در قرون بعدى محمد بن اسماعيل صنعانى ( م 1128 ه . ق ) و محمد بن على شوكانى ( م 1250 ه . ق ) نيز همين راه را پيمودند . بدين ترتيب خط اصيل زيديه در ميان دو جريان متمايل به تفكرات غيرشيعى ، ولى متفاوت از هم ، قرار گرفت ؛ يعنى جريان عقلگراى متمايل به تفكرات معتزله و جريان نقلگراى متمايل به اهل حديث . دولت سوم زيديه يمن پس از يك دوره اشغال يمن به وسيلهء حكومت عثمانى و عدم امكان تحرك امامان زيديه در سال