مهدى فرمانيان

47

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

نوشتند . محور اين نامه « اهل بيت » و برگزيدگى و افضليت آنان ، علم و حكمتشان ، وصايتشان ، طهارت و پاكيزگىشان براساس آيهء تطهير ، حقشان در فرمانروايى و امامت و سهم آنان از خمس و . . . است . او در اين نامه و نيز در پاسخ به معاويه بر ارتباط و پيوند ميان نبوت و وصايت و امامت و اثبات آن به‌عنوان خطى اصيل در تاريخ انبيا تأكيد فرموده است . « 1 » امام در خطبه‌هاى متعدد برترى اهل بيت و حق الهى آنان را در امامت و هدايت جامعه تبيين كرده است . « 2 » امام ، پس از سركوبى « ناكثين » ، در آغاز ورود به كوفه به حديث « غدير » استناد كردند و از كسانى كه شاهد و ناظر صدور حديث غدير از رسول خدا ( ص ) بودند ، شهادت طلبيدند . عدهء زيادى شهادت دادند كه از ميان آنان دوازده نفر از اصحاب « بدر » بودند . امام گاهى جلوه‌هايى از خود بروز مىداد كه حدّ او را از يك خليفهء معمولى بسيار فراتر مىبرد ؛ گاهى از « ملاحم و فتن » و از آينده خبر مىداد . به نظر مىرسد اين جلوه‌هاى فوق العاده ، كسانى را دچار سوء فهم و « غلو » كرد . « 3 » به اين ترتيب مىتوان گفت كه تشيع از اواخر دورهء عثمان تا پايان خلافت امام على هم به لحاظ كمى و هم از جهت كيفى رشد كرد . پايگاه اين رشد و گسترش عراق و به مركزيت كوفه بود . مذهب شيعه با هدايت امامان اهل بيت در كوران همهء سختىها و مصيبت‌ها مشعل خويش را فروزان نگه داشت و در دورهء امام باقر و امام صادق ( ع ) فرصت خوبى براى معرفى و تبيين كامل خود به دست آورد . پس از شهادت امام حسين ( ع ) بود كه تمايزات اين دو گرايش كامل‌تر شده ، به صورت دو مذهب در آمدند . شيعه در عصر اموى معاويه خلافت را به پادشاهى تغيير داد « 4 » و آن را موروثى كرد و به جاى تأسى به رسول خدا مدل كسرا و قيصر را در پيش گرفت . « 5 » معاويه ، بيشترين خطر را از ناحيهء جماعت شيعيان ، به‌ويژه در

--> ( 1 ) . الغارات ، ص 67 - 71 ؛ تاريخ سياسى اسلام ، ج 2 ، ص 216 - 220 . ( 2 ) . تاريخ سياسى اسلام ، ج 2 ، ص 220 - 222 . ( 3 ) . ر . ك : بخش غاليان . ( 4 ) . ابن خلدون ، ج 1 ( مقدمه ) ، ص 253 - 260 . البته كوشيده است اين امر را توجيه و معاويه را در اين امر تبرئه نمايد . نيز ر . ك : تاريخ سياسى اسلام ، ج 2 ، ص 404 - 408 . ( 5 ) . رسائل جاحظ ، رسائل الكلاميه ، ص 241 .