مهدى فرمانيان

48

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

عراق ، احساس مىكرد كه قلمرو نفوذ امام على و اهل بيت بود . از اين‌رو ، تمام همّ خويش را مصروف نابود كردن فرهنگ علوى كرد . در اين دوران معاويه كوشيد نه تنها ياد و خاطرهء امام على و راه و مرام او را محو سازد ، بلكه بذر نفرت و بيزارى از امام را در دل مردم بكارد . از اين‌رو ، نخست لعن امام را در خطبه‌ها و منابر رواج داده احاديث فراوانى در ذمّ امام جعل كرد و گسترش داد . براى ديگر خلفا نيز آن‌قدر جعل فضيلت كرد تا فضائل امام تحت الشعاع قرار گيرد ؛ دشنام به او را مايهء تقرب به خويش ساخت و براى بيعت گرفتن از مردم بيزارى از امام را شرط كرد . معاويه در اين كارها از برخى صحابه مدد مىگرفت . « 1 » معاويه ، همچنين ، نسبت به شيعيان سخت‌گيرى بسيارى به خرج داد . به شهادت رساندن امام مجتبى ( ع ) با توطئه‌هاى شوم او صورت گرفت . از طريق برخى از عناوين و القاب همچون « ترابيّه » به توهين و تحقير شيعه پرداخت و با گسيل افراد سفّاكى همچون بسر بن ارطاة ، سفيان بن عوف و ضحاك بن قيس به مدينه ، مكه ، يمن و ديگر شهرها دستور داد هركس از شيعيان على را يافتند به قتل برسانند : « فيقتلوا كل من وجدوه من شيعة على » . « 2 » بسر بن ارطاة بسيارى از مردان قبيلهء همدان را كه شيعه بودند ، كشت و زنان و كودكان آنان را به اسارت برد . « 3 » در كوفه ، تا وقتى مغيرة بن شعبه حاكم بود ، مىكوشيد تا به شكل مسالمت‌جويانه با مخالفان برخورد كند ، اما با مرگ او ، زياد بن ابيه ( در سال 49 يا 50 ه . ق ) سر كار آمد و به شدت تمام شيعه را سركوب كرد . « 4 » او هركجا شيعه‌اى مىيافت ، مىكشت . شيعيان را براى اظهار بيزارى از امام على در مسجد جمع كرد . در بصره نيز در پى شيعيان بود تا آنان را به قتل برساند . « 5 » شيعه پس از معاويه نيز وضع بهترى پيدا نكرد ؛ بلكه در حادثهء كربلا بزرگ‌ترين تراژدى تاريخ شيعه ، يعنى شهادت امام حسين ( ع ) ، فرزندان و اصحاب نام‌دار او و سپس اسارت حرم او ، كه نوادگان رسول خدا و امام على بودند ، به وضع فجيعى ، به وقوع پيوست . اين حادثه ، لكهء ننگ

--> ( 1 ) . تاريخ سياسى اسلام ، ج 2 ، ص 408 - 412 . ( 2 ) . همان ، 413 . ( 3 ) . نخستين بار بود كه در اسلام زنان و كودكان مسلمان به اسارت رفتند . همان ، ص 413 . ( 4 ) . معاويه مشكل زياد را كه پدرش مشخص نبود ، حل كرده ، او را به ابو سفيان ، پدر خود ، منسوب ساخت . زياد در دورهء خلافت امام على ( ع ) والى فارس بود . ( 5 ) . تاريخ سياسى اسلام ، ص 415 - 417 .