مهدى فرمانيان

21

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

درس اول مفهوم تشيع معناى لغوى فرهنگ‌هاى لغت ، اين معانى را براى واژهء « شيعه » ، از ريشهء « شيع » ، ياد كرده‌اند : 1 . فرقه ، حزب و گروه ؛ 2 . پيروان ، ياران و هواداران ؛ 3 . امت ؛ 4 . دوستان ، همراهان و همكاران ؛ 5 . تقويت‌كنندگان و اشاعه‌دهندگان . « 1 » اين واژه و برخى مشتقات آن در قرآن كريم آمده و به ظاهر همه در معناى لغوى به كار رفته‌اند . « 2 » بنابراين ، به لحاظ لغوى ، شيعه بر جماعتى اطلاق مىشود كه از فرد ديگرى پيروى يا او را همراهى يا با او همكارى كند ، يا اسباب نيرومندى او را فراهم سازد يا كيش و آيين او را رواج بخشد . شيخ مفيد ( م 413 ه . ق ) يادآورى كرده است كه معناى لغوى تشيع ، صرف پيروى از شخص متبوع نيست ، بلكه پيروى همراه با گرايش درونى و دوستى توأم با اخلاص است . « 3 » واژهء شيعه چنانچه به نحو مطلق يا همراه با الف و لام معرفه و به صورت غيرمضاف

--> ( 1 ) . ر . ك : خليل بن احمد ، العين ، ج 2 ، ص 190 - 193 ؛ جوهرى ، صحاح ، ج 3 ، ص 1240 و 1241 ؛ زبيدى ، تاج العروس ، ج 5 ، ص 405 - 407 ؛ فيومى ، مصباح المنير ، ص 329 ؛ راغب ، المفردات ، ص 271 و 272 . ابو حاتم رازى در الزينة ، علاوه بر ذكر معانى ياد شده ، گفته است كه معادل اصلى شيعه « فرقه » است . ( ج 3 ، ص 35 ) . ( 2 ) . شيعه در قرآن به چند صورت ذكر شده است : يك بار به صورت فرد و غيرمضاف ( مريم / 69 ) ؛ سه بار به صورت مفرد و مضاف ( قصص / 28 و صافات / 83 ) ؛ پنج بار به صورت شيع و غيرمضاف ( حجر / 10 ، انعام / 65 و 159 ، قصص / 4 ، روم / 32 ) ؛ دو بار به صورت اشياع و مضاف ( قمر / 51 ، سبأ / 54 ) ؛ و يك بار به صورت فعل ( نور / 19 ) ، كه همه در معناى لغوى استعمال شده است . ( 3 ) . وى در افزودن قيود مزبور ، از تقابل معناى شيعه و عدوّ ( دوست و دشمن ) در آيهء : فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ ( قصص / 15 ) ، استفاده كرده است ( اوائل المقالات ، ص 1 ) .