مهدى فرمانيان
198
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
را خداى خدايان خوانده است . وى در پايان عمر از موضع الوهيت ، پيروانش را به وحدت و پيروى از جانشينانش تشويق نمود . بهائيت پس از مرگ بهاء با مرگ ميرزا حسين على در سال 1308 هجرى ، پسر ارشدش به نام عباس افندى ( 1260 - 1340 ه . ق ) كه بعدها عبد البهاء لقب گرفت جانشين پدر شد و رهبرى بابيان و بهائيان را بر عهده گرفت . او تلاش گستردهاى را براى نشر تعاليم بهاء اللّه آغاز كرد و به تبليغات فراگير در اين زمينه دست زد . وى كه در محيط حكومت عثمانى و در داخل ايران مجالى براى تبليغ نمىيافت ، در سال 1911 ميلادى به اروپا سفر كرد و در سال 1912 ميلادى نه ماه در آمريكا توقف نمود و بر خلاف ميرزا حسين على به جاى روسيه با انگلستان ، سپس با آمريكا رابطهاى ويژه برقرار نمود تا جايى كه از سوى دولت انگليس به مدال قهرمانى ( KNIGHTHOOD ) مفتخر گرديد و بهعنوان « سر » ( SIR ) ملقب شد . « 1 » مسافرتهاى عبد البهاء به اروپا و آمريكا سرآغاز تحولات جديدى در آرا و عقايد بهائيان گرديد ؛ بهطورى كه پيش از آن آيين بهائى بهعنوان يك آيين انشعابى از اسلام يا تشيع و يا شاخهاى از متصوفه شناخته مىشد و رهبران بهائى نيز براى اثبات حقانيت خويش به آيات قرآن و احاديث استناد مىكردند و حتى احكام آنان با متون فقهى اسلامى تشابه زيادى داشت ؛ اما فاصله گرفتن رهبران بهائى از ايران و مهاجرت به استانبول و بغداد و فلسطين و در نهايت به غرب ، عملا سمت و سوى اين آيين را تغيير داد و آن را از صورت آشناى دينهاى شناخته شده ، بهويژه اسلام ، دور كرد . عبد البهاء در سفرهاى خود تعاليم باب و بهاء را با آنچه در قرن نوزدهم در غرب ، خصوصا تحت عناوين روشنگرى و مدرنيسم و اومانيسم متداول بود ، آشتى داد . وى تعاليم دوازدهگانهء بهائيت را با الهام از همين آموزهها تدوين و عرضه كرد كه عبارتند از : ترك تقليد ، تطابق دين با علم و عقل ، وحدت اساس اديان ، بيت العدل ، وحدت عالم انسانى ، ترك تعصبات ، الفت و محبت ميان افراد بشر ، تعديل معيشت عمومى ، تساوى حقوق زنان و مردان ، تعليم و تربيت اجبارى ، صلح عمومى و تحريم جنگ و وحدت خط و زبان . « 2 »
--> ( 1 ) . شوقى افندى ، پيشين ، ج 3 ، ص 399 . ( 2 ) . عباس افندى ، رسالهء ديانت جهانى بهائى ، 1326 ش ، لجنهء ملى جوانان بهائى ، 123 بديع ، ص 20 .