مهدى فرمانيان
170
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
4 . اظهار تنفر از غاليان اظهار بيزارى از غاليان و لعن آنان از سوى ائمه ( ع ) مسئلهء شايعى است كه در برخورد آنها با گفتههاى غاليان به چشم مىخورد كه در لابهلاى بحثهاى گذشته به مواردى از آن اشاره شد . در برخى از موارد اين انزجار به جايى مىرسد كه امام ( ع ) ضمن لعنت كردن غاليان ، آنها را از مجوس ، يهود ، نصارا ، قدريه ، مرجئه و حروريه ( خوارج ) و حتى مشركان بدتر مىداند . « 1 » در روايتى جالب ، امام رضا ( ع ) هنگامى كه يكى از سخنان يونس بن ظبيان را كه از غاليان پيرو ابو الخطاب بود ، از يكى از دوستان او شنيد ، با عصبانيت فرمود : « از نزد من بيرون برو كه خدا تو را و كسى كه اين حديث را براى تو گفت و نيز يونس را هزار مرتبه لعنت كند كه در پى هر لعنتى ، هزار لعنت باشد و هر لعنتى از اين لعنتها ، تو را به قعر جهنم فرو برد . بدان كه يونس با ابو الخطاب در بدترين عذابها با هم هستند و ياران اين دو با آن شيطانى كه اين حديث را براى تو گفت ، با فرعون و آل فرعون در شديدترين عذابها مىباشند . » « 2 » 5 . تحريم كلّى معاشرت با غاليان در روايات فراوانى به اين مطلب برمىخوريم كه ائمه ( ع ) فرمان تحريم غاليان را براى پيروان خود صادر مىكنند ، و نشست و برخاست با آنان را موجب خروج از ايمان دانسته ، « 3 » بهويژه در مورد معاشرت جوانان با آنان هشدار مىدهند ؛ « 4 » زيرا فسادپذيرى جوانان در مقابل عقايد افراطى آنان سريعتر است . اين برخورد گاه بهگونهاى شديد مىشود كه بهعنوان مثال در روايتى امام رضا ( ع ) ضمن كافر و مشرك دانستن غاليان ، كوچكترين معاشرت با آنان اعمّ از خوردن ، آشاميدن ، ازدواج و يارى كردن آنان با كوچكترين كلمه را موجب خروج از تحت ولايت خداوند و پيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) دانسته است . « 5 » همچنين ايشان در روايتى ديگر ، غاليان را در نقطهء مقابل
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 25 ، ص 273 ، ح 18 و ص 283 ، ح 33 . ( 2 ) . اختيار معرفة الرجال ، ص 232 و 233 ؛ بحار الانوار ، ج 25 ، ص 264 ، ح 3 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 25 ، ص 270 ، ح 14 . ( 4 ) . همان ، ص 265 ، ح 6 . ( 5 ) . همان ، ص 273 ، ح 19 .