مهدى فرمانيان

168

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

مىفرمايد : « اگر همهء مردم بندگان ما هستند ، پس آنها را به چه كسى بفروشيم ؟ « 1 » آن حضرت در حديثى ديگر چنين به تبيين مسئله مىپردازد : « مراد ما اين است كه مردم بندگان ما در لزوم اطاعت از ما هستند و ولايت‌پذيران ما در امور دينى مىباشند . » « 2 » همچنين امام صادق ( ع ) ضمن اعلام بيزارى از گفته‌هاى ابو الخطاب و يارانش مىفرمايد : « حتى اگر ما خود - به فرض محال - آنها را به خدايى خود فرا مىخوانديم ، بايد قبول نمىكردند ؛ زيرا مىبينند كه من [ مانند انسان‌ها ] دچار خوف و ترس مىشوم . » « 3 » ايشان وقتى شنيد كه عده‌اى ادعا مىكنند امام عدد قطره‌هاى باران ، ستارگان ، برگ‌هاى درختان و نيز وزن آنچه را كه در درياها است و نيز مقدار خاك‌ها را مىداند ، سر بر آسمان بالا برد و فرمود : « سبحان اللّه ! سبحان اللّه ! نه به خدا سوگند اينها را جز خداوند نمىداند . » « 4 » همچنين حضرت صاحب الامر ( عج ) در توضيحى كه در ردّ غاليان صادر كرد ، چنين نگاشت : « خداوند - عز و جل - بالاتر از آن چيزى است كه او را به آن وصف مىكنند . . . ما با او در علم و قدرتش شريك نيستيم ، بلكه غير از او هيچ‌كس علم غيب نمىداند ؛ چنان‌كه خود در كتاب محكمش فرموده است : قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ؛ « 5 » اى رسول ، بگو : در همه آسمان‌ها و زمين جز خداوند كسى از غيب آگاه نيست » . « 6 » 2 . بيان علل غلوّ و نتايج آن در تعدادى از روايات ائمه ( ع ) به اين نكته برمىخوريم كه آنان به منظور روشنگرى هرچه بيشتر ، انگيزه‌هاى غاليان را از طرح ادعاهاى خود و نيز نتايج غلوّ را بيان مىكنند ؛ به‌عنوان مثال در حديثى از امام رضا ( ع ) ، جهل و ناآگاهى و خودرأيى رهبران و رهروان غالى به‌عنوان برخى از علل غلوّ شمرده شده است . « 7 » همچنين در روايتى ، امام سجاد ( ع ) حبّ افراطى را علّت ديگر غلوّ

--> ( 1 ) . اختيار معرفة الرجال ، ص 218 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 25 ، ص 218 ، ح 10 . ( 3 ) . اختيار معرفة الرجال ، ص 147 ؛ بحار الانوار ، ج 25 ، ص 218 . ( 4 ) . اختيار معرفة الرجال ، ص 193 ؛ بحار الانوار ، ج 25 ، ص 293 ، ح 50 . ( 5 ) . سورهء نمل ، آيهء 65 . ( 6 ) . بحار الانوار ، ج 25 ، ص 266 و 267 ، ح 9 . ( 7 ) . همان ، ص 267 ، ح 2 .