مهدى فرمانيان

141

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

براى يافتن معناى اصطلاحى اين واژه نمىتوان به تعريف مشخصى رسيد ؛ زيرا از اين واژه باتوجه به كاربرد آن در علوم مختلف اسلامى همچون كلام ، ملل و نحل و رجال تعريف‌هاى متفاوتى شده است ؛ به‌عنوان مثال در حالى كه مسئله سهو النبى و نفى آن به مثابهء حد و مرز غلوّ در مباحثات كلامى دانشمندان شيعه در قرن چهارم مطرح است ، « 1 » در كتب ملل و نحل ، رسانيدن پيشوايان به حدّ الوهيت و جارى كردن احكام خداوندى بر ايشان ، مشخصهء گروه‌هاى غالى شده است . « 2 » اين همه در حالى است كه در علم رجال شيعه و اهل سنّت اين واژه تحت تأثير گرايش‌هاى كلامى رجال‌نويسان مختلف قرار گرفته و هريك باتوجه به عقايد كلامى خود ، معتقد به بالاتر از آن را غالى دانسته‌اند . « 3 » به‌عنوان نمونه مىتوان سخن ذهبى دانشمند رجالى اهل سنّت را مثال آورد كه دربارهء غالى چنين مىنگارد : « شيعى غالى در زمان گذشته و عرف شيعيان كسى بود كه به شخصيت‌هايى همچون عثمان ، زبير ، طلحه ، معاويه و گروهى از محاربان با على - رضى اللّه عنه - دشنام مىداد ؛ اما غالى در زمان ما و عرف ما كسى است كه اين بزرگان را تكفير نموده ، از شيخين ( ابو بكر و عمر ) نيز بيزارى جويد » . « 4 » اما نكته‌اى كه مىتوان به‌طور تقريبى آن را مورد اتفاق تمامى متون اسلامى دانست ، آن است كه على رغم وجود غلوّ در ديگر گروه‌هاى اسلامى ، اين واژه هميشه همراه شيعه به كار رفته ، غاليان را به‌عنوان يكى از زير گروه‌هاى شيعه مطرح مىسازند كه در آن دو خطا وجود دارد : اوّل آنكه - چنان‌كه اشاره شد - غلوّ و غالى در گروه‌هاى ديگر مسلمانان همچون خوارج ، معتزله ، اشاعره و . . . به تناسب عقايد خود وجود داشته است ؛ « 5 » ثانيا شيعهء اصيل و در رأس آنان ائمه ( ع ) همواره انتساب اين گروه‌ها را به خود رد و آنان را از دايرهء شيعه خارج مىكردند . « 6 »

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 17 ، ص 120 - 129 و نيز مراجعه شود به مصنفات الشيخ المفيد ، ج 10 ، رسالة فى عدم السهو النبى . ( 2 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 288 . ( 3 ) . براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به مقالهء « ابن غضائرى و متهمان به غلوّ در كتاب الضعفاء » مجلّهء علوم حديث ، شمارهء دوم . ( 4 ) . ميزان الاعتدال فى نقد الرجال ، ج 1 ، ص 118 و 119 . ( 5 ) . ر . ك : الغريرى ، الغلوّ و الغلاة . ( 6 ) . ر . ك : آراء ائمة الشيعة الامامية فى الغلاة .