مهدى فرمانيان

106

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

سال 122 هجرى ، وجود دارد ، و در حالى كه برخى منابع از اين دوران به‌عنوان دوران فترت و فقدان امام براى زيديه نام مىبرند و اولين امام زيديه پس از امام حسين ( ع ) را زيد بن على ( ع ) معرفى مىكنند ، برخى ديگر از منابع از حسن بن حسن ( ع ) مشهور به حسن مثنى به‌عنوان امام زيديه بعد از امام حسين ( ع ) ياد مىكنند . دستهء سومى از منابع نيز به اعتقاد زيديه به امامت امام سجاد ( ع ) اشاره دارد . بعد از زيد بن على ( ع ) گويا نظريهء غالب و قاطع زيديه امامت ساداتى فاطمى بوده كه قيام كنند و از مردم بيعت بگيرند و براساس اين نظريه مسئله نص ، عصمت ، معجزه و علم امام آن‌گونه كه زيديه در مورد سه امام نخست و اماميه در مورد همه امامان معتقدند ، مطرح نيست . در ديدگاه زيديه مهدى موعود ، امامى است از فرزندان فاطمه ( س ) كه قطعا ظهور و به عنوان آخرين امام ، زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد ، ولى آنان از تعيين شخص مهدى خوددارى كرده ، به تولد ايشان در گذشته اعتقاد ندارند . همچنين زيديه نسبت به ديگر امامان اثنا عشريه ديدگاه احترام‌آميزى داشته ، از آنان به‌عنوان امامان علم و پيشوايان دين ياد مىكنند و از امامان نخست اثنا عشريه تا امام رضا ( ع ) روايات بسيارى را نقل مىكنند . براساس نظر زيديه ، امامان اثنا عشريه پس از امام حسين ( ع ) تأييدكننده حركت امامان زيديه بوده‌اند و اطاعت از آنها را واجب مىدانسته‌اند و تنها در مورد امام على بن موسى الرضا ( ع ) باتوجه به اخذ بيعت از مردم جهت امامت ايشان ، برخى از زيديه از ايشان نيز به‌عنوان امام ياد مىكنند و نام ايشان را نيز در جمع امامان زيديه قرار مىدهند . ديدگاه زيديه در باب صحابه در اين خصوص از زيديان نخستين ، دو ديدگاه متفاوت نقل مىشود : در حالى كه اكثريت زيديه به نص بر امامت امام على ( ع ) معتقد بودند و به شدت خلافت خلفاى سه‌گانه را رد مىكردند و حتى برخى گزارش‌ها از تكفير متقدمان بر على ( ع ) دلالت دارد ، برخى ديگر موضعى ملايم‌تر گرفته ، كوشيدند به نحوى ميان احقيت على ( ع ) و خلافت خلفاى متقدم و به‌ويژه ابو بكر و عمر آشتى برقرار كنند . پس از شكل‌گيرى و تكامل انديشه‌هاى زيديه توسط امامان برجستهء زيديه در قرن سوم و چهارم تبيين ملايم‌ترى از همان نظريه اول ارائه شد كه مورد قبول عموم زيديه قرار گرفت و